عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٤٨ - وصاياى اويس
فريفته دنيا مشو و خويشتن را درياب و ساخته مرگ باش و اعداد زاد و راحله كن كه سفرى بس دراز در پيش دارى. گفتم: اى اويس! اراده كجا دارى؟ گفت: در طلب من خويش را به زحمت ميفكن و نشان مكان من مجوى. گفتم: معيشت تو چگونه باشد؟ گفت: اف باد بر اين دلها كه شك بر آنها غالب است و پند نپذيرد.
ديگر بار از او تمناى وصيت كردم. گفت: تا توانى در تحصيل معرفت سعى كن و براى يافتن حقيقت كوشش نماى كه لحظهاى از پروردگار غافل نباشى كه اگر خداى را به عبادت آسمانيان و زمينيان پرستش كنى تا به او يقين نداشته باشى از تو پذيرفته نخواهد شد. گفتم: چگونه باورش كنم؟ گفت: ايمن باشى بدانچه تو را موجود است و در پرستش او به چيز ديگر مشغول نباشى.
اين بگفت و روانه شد و من از قفاى او همى نگريستم و همى گريستم تا از نظر من غايب گشت و ديگر كسى او را ديدار نكرد تا زمانى كه على ٧ آهنگ جنگ با معاويه ستمپيشه كرد، آن وقت در لشكرگاه حاضر شد و به ملازمت مولاى عارفان درآمد. على ٧ به قدوم او شاد خاطر گشت. در ركاب اميرالمؤمنين ٧ به جهاد و پيكار در راه خدا برخاست تا به فيض عظيم شهادت در راه دوست نايل آمد.
اين مرد بزرگ الهى و تربيت شده مكتب رسول اسلام ٦ و فيض گرفته از امير مؤمنان در معرفت و شناسايى حضرت رب العزه به جايى رسيده بود كه بعضى از شبها را به ركوع بسر برد و برخى از شبها را به سجود به پايان رساند. به او گفتند: اين چه زحمت است كه بر خود مىدارى؟ گفت: اين راحت من است. اى كاش از ازل تا ابد يك شب بودى و من به يك ركوع يا به يك سجود به پايان مىبردمى و اين به اين خاطر مىكنم كه شايد مثل آسمانيان خدا را پرستش كرده باشم.
به قول الهى قمشهاى آن بلبل گلستان عشق:
|
به ره دوست عاشقانه رويم |
توبه از هر چه غير يار كنيم |
|
|
ناله چون بلبلان در اين گلزار |
از سر شوق، زار زار كنيم |
|
|
شايد از توتياى خاك درش |
روشن اين چشم اشكبار كنيم |
|
|
با تو اى پادشاه ملك وجود |
شكوه از جور روزگار كنيم |
|
|
دست ما گير گر سر مهرت |
پاى بر عهدت استوار كنيم |
|
|
خوارى ما ببين و يارى كن |
تا كى افغان به شام تار كنيم |
|
|
چند در راه لطف و احسانت |
هر طرف چشم انتظار كنيم |
|
آرى، اين مردان خودساخته، فيض تربيت و شريعت معرفت و راه وصل و درد عشق و تصفيه نفس و تزكيه جان، همه و همه را از بركت نماز به دست آوردند.
كسى در اين عالم شهود و در عالم غيب جز خدا وجود ندارد كه بتواند سود نماز را بيابد و منفعت اين كار بزرگ الهى را درك كند.
حضرت امام خمينى رحمه الله درباره سود نماز مىفرمايد:
يكى از اسرار و نتائج عبادات و رياضات آن است كه اراده نفس در ملك بدن نافذ گردد و مملكت وجود انسان، يكسره در تحت كبريا نفس منقهر و مضمحل شود و قواى منبثه و جنود منتشره در ملك بدن از عصيان و سركشى و انانيت و خودسرى باز مانند و تسليم ملكوت باطن قلب شوند، بلكه كم كم تمام قوا فانى در ملكوت شوند و امر ملكوت در ملك جارى و نافذ شود و اراده نفس قوت گيرد و زمام مملكت را از دست شيطان و نفس اماره بگيرد و جنود نفس از ايمان به تسليم و از تسليم به رضا و از رضا به فنا سوق داده شوند؛ در اين حالت است كه عبد شمهاى از اسرار عبادت را به وسيله نفس دريابد و از تجليات فعليه شمهاى حاصل گردد.