عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٤١ - امام زين العابدين
آن جناب در هر شبانهروز، هزار ركعت نماز مىخواند و چون وقت نماز مىرسيد، بدنش را لرزه مىگرفت و رنگش زرد مىشد و چون به قرائت [مالك يوم الدين][١] مىرسيد آنقدر آن را تكرار مىكرد كه نزديك بود قالب تهى كند[٢]. شبها را پس از مختصرى خواب، در حدى كه بدن مباركش در تعب نيفتد به عبادت مىگذراند و روزها را غرق نور عبادت بود.
تمام ماه رمضانش از پس آن همه نماز به دعا و تسبيح و استغفار مىگذشت و براى خود كيسهاى چرمى داشت كه تربت پاك حضرت سيدالشهدا ٧ را در آن ريخته بود و به گاه سجده بر آن تربت پر قيمت سجده مىكرد.
امام صادق ٧ مىفرمايد:
پدرم حضرت باقر ٧ فرمود: روزى بر پدربزرگوارم حضرت زين العابدين ٧ وارد شدم، ديدم كه عبادت بسيار به آن وجود نازنين تأثير كرده، رنگ مباركش از بيدارى زرد شده و ديدهاش از بسيارى گريه مجروح گشته و پيشانى نورانىاش از كثرت سجود پينه بسته و قدم شريفش از زيادى قيام ورم نموده، چون او را بر اين احوال مشاهده كردم خود را از گريه نتوانستم حفظ كنم، به شدت گريستم، آن جناب غرق در انديشه بود، بعد از زمانى به جانب من نظر افكند و فرمود: بعضى از نوشتهها را كه عبادت اميرالمؤمنين ٧ در آن نوشته شده به من بده؛ چون به حضورش آوردم قسمتى از آن را خواندند، سپس بر زمين نهادند و فرمودند: چه كسى ياراى آن را دارد كه مانند اميرالمؤمنين ٧ عبادت كند![٣]!
[١] -حمد( ١): ٤.
[٢] -وسائل الشيعة: ٦/ ١٥١، باب ٦٨، حديث ٧٥٩٣.
[٣] -وسائل الشيعة: ١/ ٩١، باب ٢٠، حديث ٢١٥؛ المناقب، ابن شهر آشوب: ٤/ ١٤٩؛ كشف الغمة: ٢/ ٨٥.