عرفان اسلامى تفسير مصباح الشريعه و مفتاح الحقيقه - انصاريان، حسين - الصفحة ١٣٨ - نماز، علاج خودپرستى
نمازگزار به خاطر آب وضو يا غسل يا خاك تيمم و به خاطر لباس و مكان، ناچار است از محرمات و لگدكوب كردن حق مردم چشم بپوشد و در حقيقت خود را از فحشا و منكرات ظاهرى و باطنى حفظ كند، اما بىنماز خود را ملزم به اين امور نمىداند.
نمازگزار علم دارد كه خداوند مهربان نماز احدى را با آب حرام، لباس حرام، مكان حرام، روح بىتقوا قبول نمىكند، از اين جهت بر خود لازم مىبيند كه پاكى ظاهر و باطن را حفظ كرده و در صراط مستقيم الهى ثابت و پايدار بماند.
البته، اين نكته در تمام عبادات و واقعيتهاى اسلامى ملاحظه شده، به اين معنى كه اسلام، قسمت مهمى از عبادات را جهت حفظ حقوق مردم و رام شدن نفس سركش و طبيعى ماندن اميال و غرائز و حالات و شهوات قرار داده است.
البته يك دين جامع و كامل بايد چنين باشد، خودخواهى منشأ تمام مفاسد است، بايد در مرحله اول ريشه عموم بيمارىهاى روحى را چاره كرد، هم چنان كه اساس همه ترقيات معنوى و روحى و اصلاحات فردى و اجتماعى، خداشناسى و خداپرستى است و خودخواه و خودپرست، نمىتواند خداجوى و خداپرست باشد؛ پس اميد صلاح و اصلاح تا زمانى كه در چاه خودپرستى است نبايد از او داشت!
نماز، علاج خودپرستى
نماز- كه جامع بسيارى از عبادات است- از جمله علل علاج خودپرستى و هواپرستى است. نمازگزار واقعى خدا را دوست دارد و خدا هم او را دوست دارد؛ آيا دوستى خدا با خودخواهى و افراط در حب مال و جاه كه اصل هر گناه و خطايى است قابل جمع است؟