الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٢٧ - (باب ١)(روايات در باره نگهدارى سر آل محمد
يكى از استادان ما گفت كه):
(مفضّل (دست مرا گرفت) و گفت همان طور كه من دست تو را گرفتم امام صادق دست مرا گرفت و مرا فرمود: اى مفضّل اين كار تنها بگفتار نيست نه بخدا قسم تا آنگاه كه كسى آن را نگهدارى كند آنچنان كه خدا آن را نگهدارى فرموده و آن را شريف شمارد آنچنان كه خدايش شريف دانسته و حقّش را بجا آورد آن چنان كه خداوند دستور فرموده است][١].
(١) ١٢- (و خبر داد ما را عبد الواحد با سندش از حسن از حفص بن نسيب فرعان)[٢] كه گويد: در آن روزها كه غلام حضرت صادق معلّى بن خنيس كشته شده بود بخدمتش رسيدم مرا فرمود اى حفص من بمعلّى چيزهايى گفتم ولى او آنها را پخش كرد و بشمشير گرفتار آمد من باو گفته بودم كه ما را سخنى است كه هر كس آن را بر ما نگهدارى كند خداوندش نگهدارى مىكند و دين و دنياى او را نيز نگهدارى فرمايد و كسى كه آن سخن را بر ما پخش كند خداوند دين و دنيايش را از او مىستاند.
اى معلّى كسى كه سخن مشكل ما را پنهان نگهدارد خداوند آن را نورى در برابر
[١] اين حديث در بعضى از نسخهها نيست و از اين رو آن را در ميان دو قوس نقل كرديم.
[٢] در رجال كشّىّ( از حفص ابيض تمّار نقل كرده است كه گفت: بمحضر امام صادق ٧ در آن روزها كه معلّى بن خنيس را طلب مىكردند-( و حديث را با اضافه نقل كرده است) و پيدا است كه هر دو خبر، يكى است و در كتابهاى رجال( حفص بن ابيض تمّار- يا نيّار- عنوان شده است و در بعضى از نسخههاى خطّى( حفص تمّار) است و ظاهرا همان( حفص بن نسيب بن عماره) است كه شيخ در رجالش او را از اصحاب امام صادق٧ شمرده است.