الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ١١٥ - باب ٤(رواياتى كه مىگويند امامان دوازده نفرند و از طرف خدا برگزيده شدهاند)
(١) او گفت كه معناى اين كلام آنست كه از نسل اسماعيل فرزند با بركتى بيرون مىآيد كه درود من بر او باد و رحمت من بر او باد كه از فرزندانش دوازده نفر متولد ميشوند مقامى بلند و رتبتى بزرگ دارند و نام اين مرد بلند مىشود و بزرگ ميگردد و آوازهاش بالا ميگيرد. و او اين كلام را تفسيرش را بر موسى بن عمران بن زكريّاى يهودى خواند و او گفت: صحيح است و اسحق بن ابراهيم بن بختويه يهودى عسوى نيز همين را گفت و سليمان بن داود نوبنجانى نيز همين را گفت.
ديگر پس از گواهى كتاب خداى عزّ و جلّ و روايت شيعه از پيغمبر و امامانش و روايت سنّيان بطريقهاى خودشان از رجال خودشان و گواهى كتابهاى پيش از قرآن و گواهى اهل آن كتابها بصحّت و درستى موضوع امامان دوازدهگانه چه حجّتى آوردنش واجب آيد و چه برهانى اظهارش لازم گردد و چه حقّى گردنگير شود از براى كسى كه در جستجوى حقيقت و طالب آن باشد و يا عناد ورزد و انكار كند همين قدر كافى است و قانعكننده است و معتبر و دليل و برهان است براى كسى كه خداوند او را بنور خودش راهنمائى كرده و بدينى كه مورد رضاى او است و دوستانش را با آن دين عزيز نموده و بر دشمنانش حرام كرده است زيرا آنان با كسى كه خدايش برگزيده بود دشمنى كردند و هر يك هواى نفس خويش را مقدّم داشت و عقل خود را پيشوا و راهبر و مرشد خود قرار دادند.
امامان راهبر را كه خداوند آنان را در قرآن براى پيغمبرش ياد كرده و فرموده است: إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ (الرعد: ٧) تو فقط ترسانندهاى و براى هر قومى راهنمائى است. يعنى در هر زمانى امامى هست كه خداوند بوسيله او كسى را راهنمائى ميكند كه پيروى از او كند و باو اقتداء نمايد نه بمخالفش و بكسى كه او را