الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٨٧ - باب ٤(رواياتى كه مىگويند امامان دوازده نفرند و از طرف خدا برگزيده شدهاند)
آنست كه بقرينه خبرهاى ديگرى كه در تفسير اين آيه رسيده است ظاهرا مقصود آن بوده كه تطبيق شود بر عدد ائمّه عليهم السّلام در عين حال بطور رمز گفته شده و از متشابهات است كه جز خدا و راسخون در علم معناى آن را كسى نميداند.
و ممكن است بطور احتمال گفته شود كه از اسماء الهى بعضى دلالت بر ذات دارد و بعضى دلالت بر صفات ذات و بعضى دلالت بر تنزيه ذات از نقص دارد و بعضى دلالت بر صفات فعل دارد، پس اللَّه دلالت بر ذات دارد و الحمد كه بمعناى ستايش است براى صفات كماليّه ذات است و سبحان دلالت بر صفات تنزيهيّه دارد و تبارك كه مشتق از بركت است بمعنى نموّ، دلالت بر صفات فعل دارد يا آنكه بگوئيم: تبارك مشتق از بروك است بمعناى ثبات و دلالت بر صفات دارد و حمد بمعناى ستايش است و چون نعمتهاى اختيارى قابل ستايش است پس حمد دلالت بر صفات فعل دارد.
و از اينها كه گفتيم، چهار اسم منشعب مىشود اسمى كه از اسم ذات منشعب مىشود آنست كه دلالت بر يگانگى ذات ميكند و از اين رو خداوند در سوره توحيد پس از اللَّه نامى را آورده است كه دلالت بر يگانگى كند و فرموده است قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ و از احد اسم صمد منشعب مىشود زيرا از لوازم يكتائى آنست كه از ما سواى خود بىنياز باشد و ما سواء باو نيازمند باشند، و از اين رو پس از قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ آيه دوّم اللَّهُ الصَّمَدُ است.
و امّا صفات ذات اوّلا اسم قدير از آنها منشعب مىشود و چون قدرت كامله، مستلزم علم كامل است از اين رو از قدير اسم عليم انشعاب مييابد و بقيّه صفات در حقيقت بهمين صفت باز ميگردند.
و احتمال عكس اين مطلب نيز هست بدين معنى كه قدرت از علم انشعاب يابد دقّت شود و امّا آنچه دلالت بر تنزيه دارد در درجه اول، اسم سبوح است كه تنزيه ذات را ميرساند و سپس قدير است كه تنزيه صفات را و امّا صفات فعل در مرحله اول اسم خالق از آنها منشعب مىشود و چون خلق كردن مستلزم روزى دادن و تربيت كردن است اسم: رازق و رب از آن منشعب مىشود.