الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٨٥ - باب ٤(رواياتى كه مىگويند امامان دوازده نفرند و از طرف خدا برگزيده شدهاند)
علىّ بن عمر معروف بحاجى[١] او گفت: حديث كرد ما را حمزة بن قاسم علوىّ عبّاسىّ رازىّ[٢] او گفت: حديث كرد ما را جعفر بن محمّد حسنىّ او گفت حديث كرد ما را عبيد بن كثير (محمّد بن كثير- خ ل) او گفت: حديث كرد ما را ابو احمد بن موسى اسدىّ از داود رقّى):
كه گفت: در مدينه بخدمت ابى عبد اللَّه جعفر بن محمّد ٧ رسيدم مرا فرمود: اى داود دير باز است كه نزد ما نيامدهاى چرا؟ عرض كردم: كارى برايم در كوفه پيش آمده بود.
فرمود: وقتى از كوفه بيرون شدى چه كسى آنجا بود؟ عرض كردم: من بفداى شما عموى شما زيد را ديدم كه سوار بر اسبى است و قرآنى (شمشيرى- خ ل) بگردنش انداخته و با صداى بلند فرياد ميكشد: از من به پرسيد پيش از آنكه مرا نيابيد كه در اندرون سينه من دانش فراوانى است ناسخ را از منسوخ شناختهام و مثانى و قرآن عظيم را ميدانم و منم آن نشانه كه ميان خدا و شما هستم.
فرمود: اى داود خود را باين و آن باختهاى سپس صدا زد اى سماعة بن مهران يك ظرف خرماى تازه بيار سماعة ظرفى را كه خرماى تازه در آن بود آورد حضرت يك دانه از آن خرما برداشت و خورد و هسته آن را از دهان خود بيرون آورد و در زمين كاشت فورا زمين شكافته شد و آن از زمين روئيد و طلع داد و خرما شد حضرت دست زد و يك دانه خرماى نارس از خوشه خرما برچيد و آن را شكافت و از ميانش پوست نازك و سفيدى بيرون آورد و باز كرد و بدست من داد و فرمود بخوانش، خواندم ديدم در آن دو سطر نوشته شده است: (١) سطر اوّل «
لا اله الّا اللَّه محمّد رسول اللَّه
» و در سطر دوّم
«إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ
[١] اين عنوان را در جايى از كتابهاى رجال نديدهام.
[٢] او از نوادههاى عباس بن على بن ابى طالب است ثقه جليل القدرى است از شيعيان و حديث فراوان دارد و او را كتابى است.