الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٥١ - (باب ٣)(آنچه در امامت و وصيت رسيده است)(و آنكه اين دو از خدا است و باختيار او است و امانتى است)(كه هر امام بايد بامام بعد از خودش آن را بسپارد)
كسانى كه بكارهاى مخالفين راضى بودند) وعدهاى كه خداوند بر آنان داده بود محقّق گرديد و فتنه در دين را هر چه زودتر بر ايشان پيش آورد كه از ديدن راه راست كور شدند و در احكام و خواستهها باختلاف افتادند و در رأىها تشتّت روى داد و كوركورانه راه پيمودند و در قيامت بروز باز خواست نيز شكنجه دردناك را براى آنان آماده فرمود.
و ما مىبينيم كه خداوند عزّ و جلّ در صريح قرآن كيفرى را كه بگروهى از مردم داده است بيان فرموده آنجا كه ميفرمايد: فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً فِي قُلُوبِهِمْ إِلى يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِما أَخْلَفُوا اللَّهَ ما وَعَدُوهُ وَ بِما كانُوا يَكْذِبُونَ[١] (نفاق را در دلهاى آنها تا روزى كه خدا را ملاقات كنند جايگزين كرد چون آنچه را كه بخدا وعده داده بودند مخالفت كردند و چون دروغ ميگفتند) مىبينيم كه خداوند، نفاقى را كه در دلهاى آنها بجاى گذاشته بعنوان كيفر و جزاى مخالفت وعده آنها قرار داده بود و آنان را منافق ناميده است آنگاه در قرآنش فرموده است إِنَّ الْمُنافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ[٢] بتحقيق كه منافقين در پستترين مرتبه آتش قرار دارند.
پس هر گاه حال كسى كه مخالفت وعده كند چنين باشد كه كيفرش نفاقى گردد كه او را بدرك اسفل دوزخ بكشاند چگونه خواهد بود حال كسى كه با خداى عزّ و جلّ و پيغمبرش ٦ در باره قرآن و عترت آشكارا مخالفت كند و دستور آنان را رد كند و از فرمانشان سرپيچى كند و با كسى كه خداوند امر كرده است به پيروى آنان و دست بدامن آنان شدن و بهمراه آنان بودن آنجا كه مىفرمايد يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ[٣] (اى كسانى كه ايمان آوردهايد از خدا بپرهيزيد و با راستگويان باشيد) (١) و آنانند كسانى كه در عهدى كه با خدا داشتند
[١] التوبة ٧٧.
[٢] النساء ١٤٥.
[٣] التوبة ١١٩.