الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٥٠ - (باب ٣)(آنچه در امامت و وصيت رسيده است)(و آنكه اين دو از خدا است و باختيار او است و امانتى است)(كه هر امام بايد بامام بعد از خودش آن را بسپارد)
از خلقتش زيرا فرمانبردارى از آنان را فرمانبردارى از خود دانسته كه فرموده است عزّ و جلّ: أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ (خدا را فرمانبريد و رسول را و كسانى را فرمان بريد كه صاحبان امر شما هستند).
(١) و فرموده است: مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ[١] (آنكه اطاعت رسول خدا كند اطاعت خدا را كرده است) رسول خدا نيز مردم را به امامانى كه از ذريّه او بودند دعوت كرد امامانى كه خداوند بفرمانبردارى از آنان امر فرموده بود و خلق را بآنان دلالت و ارشاد كرده بود و دعوت رسول خدا آنجا بود كه فرمود: من دو چيز گرانبها در ميان شما بجاى مىگذارم: كتاب خدا است و عترت من كه اهل بيت منند ريسمانى هستند كه ميان شما و خداى تعالى كشيده شده است تا دست بر اين ريسمان داريد هرگز گمراه نخواهيد شد.
و خداى تعالى در مقام ترغيب مردم باطاعت دستورات پيغمبر و ترساندشان از مخالفت او فرمود: فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ[٢] (بايد بترسند كسانى كه از دستور او سرپيچى ميكنند كه فتنهاى گريبان گير آنان شود و يا بشكنجه دردناكى گرفتار آيند).
و آن هنگام كه رسول خدا مخالفت شد و فرمان او بدور افكنده شد و بر خلاف دستورش در باره عترت رفتار شد و در كارشان استبداد نمودند و بدستور عترت رفتار نكردند و حقّ آنان را انكار نمودند و از سهم الارث آنان جلوگيرى كردند (٢) و همگى از راه حسد و ستم و دشمنى عليه آنان همدست شدند بر كسانى كه مخالفت با امر رسول خدا كردند و نسبت بذريّه آن حضرت گناهكار شدند (و بر پيروانشان و
[١] النساء ٨٠.
[٢] النور ٦٣.