الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٥
از امامان نيست مگر اينكه در اين باره پيش گوئى كرده و اين پيش آمد را محقّق دانسته و آزمايشى را كه خداى تبارك و تعالى در اين باره دارد توصيف فرموده.
و سبب اين غيبت همانا كارهاى زشت و كردارهاى ناپسند و پيروى هواى نفس و دنياى زود گذر كه بر آخرت جاودانىاش مقدّم داشتهاند و دنباله روى خواستههاى نفس، و حقّهاى ضايع شده كه باعث جلب خشم خداى عزّ و جلّ است مىباشد.
اين شك و ترديد هم چنان در دلهاى آنان نفوذ ميكند چنانچه امير المؤمنين ٧ در سخنى كه با كميل بن زياد در باره دانشجويان و دانش پژوهان دارد ميفرمايد: يا كسى است كه اهل حقّ را پيروى ميكند ولى بدون آنكه چشم بصيرتى داشته باشد.
و از اين رو با نخستين شبههاى كه باو روى دهد، شكّ در دل او مىنشيند تا آنكه آنان را بوادى گمراهى و حيرت و كورى و ضلالت ميكشاند و كسى از آنان باقى نمىماند بجز افراد كم و اندكى كه بر دين خدا ثابت قدم و بريسمان خدا چنگ زدهاند و از راه راست منحرف نشدهاند و آنان گروهى هستند كه در راه حقّ آنچنان پايدارند كه بادهاى مخالف، آنان را از جايگاه خودشان تكان نميدهد و گرفتاريها بحال آنان زيانى نرساند و سرابهاى فريبا آنان را فريب ندهد.
آنان دين حقّ را نه بخاطر مردم پذيرفتهاند تا بخاطر آنان نيز از دين خارج شوند چنانچه در روايتى از ابى عبد اللَّه جعفر بن محمّد عليهما السّلام بما رسيده كه فرموده است: كسى كه در اين دين بوسيله مردم داخل شود همان مردم او را از دين بيرون ميبرند هم چنان كه در دينش داخل كرده بودند و كسى كه بوسيله كتاب و سنّت دين را پذيرفته باشد كوهها از جايگاه خود حركت كنند ولى او در دين خود هم چنان ثابت و پابرجا ميماند.
(١) و بجان خودم سوگند هر آنكه گم گشته و حيران و سرگردان گرديد و از حقّ