الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٤٦ - (باب ٣)(آنچه در امامت و وصيت رسيده است)(و آنكه اين دو از خدا است و باختيار او است و امانتى است)(كه هر امام بايد بامام بعد از خودش آن را بسپارد)
و او از معاذ بن كثير):
و او از ابى عبد اللَّه جعفر بن محمّد عليهما السّلام كه فرمود وصيّت بصورت نوشتهاى سر بسته از آسمان بر رسول خدا ٦ فرود آمد و نوشتهاى سربسته بجز وصيّت هيچ وقت بر رسول خدا فرود نيامد پس جبرئيل عرض كرد اى محمّد اين وصيّت تو است در ميان امّتت نسبت باهل بيت، رسول خدا ٦ فرمود:
اى جبرئيل كدام اهل بيت من؟ عرض كرد برگزيده خدا از اهل بيت با فرزندانش تا از تو علم نبوّت را پيش از ابراهيم بارث برد[١] و بر آن وصيّت مهرهايى بود پس على ٧ نخستين مهر را باز كرد و بر آنچه مأمور بود رفتار كرد.
سپس حسن ٧ مهر دوّم را برداشت و بر آنچه مأمور بود رفتار كرد.
سپس حسين ٧ مهر سوّم را باز كرد ديد دستور چنين است كه جنگ كن و بكش و كشته بشو[٢] و با گروهى بمنظور شهادت بيرون برو آنان جز با تو شهيد نخواهند شد حسين ٧ هم آنچنان كرد.
سپس وصيّت را بعلىّ بن الحسين سپرد و درگذشت پس علىّ بن الحسين ٧ مهر چهارم را باز كرد ديد دستور آنست كه سر بزير افكن و خاموش بنشين كه چهره علم در پس پرده قرار گرفته است.
سپس آن حضرت وصيّت را بمحمّد بن علىّ ٧ داد او پنجمين مهر را برداشت ديد دستور آنست كه كتاب خدا را تفسير كن و پدرت را تصديق نما و فرزندت را وارث اين علم كن و بكار سازندگى امّت پرداز و سخن حقّ را در حال ترس و ايمنى
[١] در كافى بجاى« قبل ابراهيم»« كما ورثه ابراهيم» است يعنى همان طور كه ابراهيم آن علم را بارث گذاشت- اگر( ورثه) با تشديد راء خوانده شود و محتمل است مقصود از متن ابراهيم فرزند رسول خدا باشد.
[٢] در بعضى از نسخهها« جنگ كن تا آنجا كه كشته شوى»