الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٤٥ - (باب ٣)(آنچه در امامت و وصيت رسيده است)(و آنكه اين دو از خدا است و باختيار او است و امانتى است)(كه هر امام بايد بامام بعد از خودش آن را بسپارد)
(امامت و وصيّت رهبرى باختيار خداست) حديث كرد ما را ابو محمّد عبد اللَّه بن احمد بن مستورد اشجعى[١] از كتابش در ماه صفر بسال ٢٦٦ او گفت حديث كرد ما را ابو جعفر محمّد بن عبيد اللَّه حلبىّ[٢] او گفت حديث كرد ما را عبد اللَّه بن بكير از عمر [و] بن اشعث او گفت):
در خانه امام نزديك به بيست نفر بوديم كه در محضرش نشسته بوديم حضرت روى بما كرد و فرمود: شايد بنظر شما چنين برسد كه اين كار «امامت بدست كسى از ما سپرده شده است كه در هر جا كه بخواهد قرارش بدهد بخدا سوگند كه آن سفارشى است كه از جانب خدا برسول خدا شده است در باره افرادى با نامشان يكى پس از ديگرى تا سرانجام بصاحبش برسد.
(١) ٢- (و خبر داد مرا ابو العبّاس احمد بن محمّد بن سعيد او گفت حديث كرد مرا احمد بن يوسف بن يعقوب جعفي از كتابش او گفت حديث كرد ما را اسماعيل ابن مهران او گفت: حديث كرد ما را حسن بن علىّ بن حمزه از پدرش و از وهيب ابن حفص و اينان):
از ابى بصير و او از ابي عبد اللَّه امام صادق ٧ در تفسير آيه كريمه:
إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها وَ إِذا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ[٣] (همانا كه خداوند بشما دستور ميدهد كه امانتها را به اهلش برسانيد و چون مىخواهيد ميان مردم حكم كنيد عادلانه باشد همانا كه خداوند شما را نيكو موعظت مىفرمايد) فرمود: آن امانت يعنى وصيّت كه هر يك از ما بايست بديگرى بسپارد.
(٢) ٣- (و خبر داد ما را على بن احمد بندنيجىّ از عبيد اللَّه بن موسى علوىّ كه گفت: حديث كرد ما را علىّ بن حسن[٤] از اسماعيل بن مهران و او از مفضّل بن صالح
[١] خطيب در تاريخش او را از استادان و مشايخ ابى العبّاس ابن عقده شمرده است.
[٢] در بعضى از نسخهها( محمّد بن عبد اللَّه حلبىّ) نوشته شده است و اشتباه است.
[٣] النساء ٥٨.
[٤] يعنى ابن فضّال و در بعضى از نسخهها( علىّ بن الحسين) است چنانچه در كافى است و ظاهرا هر دو تصحيف شده است و بعضى گمان كردهاند كه آنكه در كافى است على بن الحسين مسعودى صاحب مروج الذهب است ولى آنهم اشتباه است.