الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٤٠ - (باب ٢)(رواياتى كه در تفسير آيه شريفه و اعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا)(رسيده است)
شود يا كسى كه خودش راه را گم كرده و نيازمند براهنما است چه بر سر شما آمده است؟
چگونه قضاوت ميكنيد؟ (١) و در ميان امّت اسلامى كه حيا ميكند و از بهتان مىپرهيزد و از گفتن دروغ ابا دارد و عناد نميورزد اختلافى در اين نيست كه در هر كار پيچيده و مشكلى وصىّ رسول خدا امير المؤمنين ٧ بود كه صحابه را رهبرى ميكرد نه آنان آن حضرت را و تنها او آنان را هدايت ميكرد نه كس ديگر و همه باو نيازمند بودند و او از همه آنان بىنياز بود همه دانش نزد او بود و كسى او را آموزگار نبود با اين همه، با فاطمه دختر رسول خدا آنچنان رفتار كردند كه او وصيّت كرد كه شبانه بخاك سپرده شود و از امت پدرش بجز كسانى كه خودش نام برد كسى بر او نماز نگذارد.
اگر در اسلام هيچ مصيبتى رخ نداده بود و هيچ ننگ و عارى دامن مسلمانان را آلوده نميكرد و مخالف دين اسلام را هيچ حجّتى نبود مگر آنچه بفاطمه رسيد و باعث شد كه او بهنگام مرگ بر امت پدرش خشمناك گردد و رفتارى كه باوى شد او را واداشت كه وصيت كند يك نفر از آنان بر جنازه او نماز نگذارد- تا چه رسد بديگر چيزها- هر آينه همين يك مصيبت و همين يك ننگ، مصيبتى بزرگ و ننگى وحشت آور بود و دل خفته اهل غفلت را بيدار ميكرد، مگر آن كس را كه خداوند مهر غفلت بر دل او زده و او را كور كرده باشد البتّه او بزير بار اين ننگ ميرود و در نظر او اهميتى ندارد و بچيزى نمىانگارد و آزارنده فاطمه را پاك دامن پندارد و او را بر فاطمه و شوهرش و فرزندانش برترى دهد و از آنان بزرگترش ميداند و بنظر او رفتارى كه به فاطمه شده است حق بوده و از جمله خوبيهاى اوست و با همين كار، برترين امت پس از رسول خدا گرديد. (٢) آرى خدا فرمايد فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لكِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ[١] (كورى آن نيست كه چشمها نابينا شود بلكه كورى
[١] الحج ٤٦