الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٣٦٢ - باب ١٩(آنچه در باره پرچم رسول خدا رسيده است و اينكه آن پرچم را پس)(از روز جمل كسى بجز امام قائم نخواهد افراشت)
پرچم را لعنت كند و آن پرچم رسول خدا ٦ است كه جبرئيل آن را روز بدر فرود آورد.
(١) سپس فرمود: اى ابا محمّد آن پرچم بخدا قسم نه از پنبه است و نه از كتان و نه از ابريشم و نه از حرير. عرض كردم: پس از چيست؟ فرمود: از ورق بهشتى است، رسول خدا آن را بروز بدر برگشود سپس باز درهم پيچيد و بعلىّ ٧ سپرد و همواره نزد علىّ ٧ بود تا آنكه روز بصره فرا رسيد پس امير المؤمنين ٧ آن را گشود و خداوند فتح را نصيب علىّ كرد سپس آن را درهم پيچيد و آن اينجا نزد ما است هيچ كس آن را باز نخواهد كرد تا آنكه قائم قيام كند و چون او قيام كرد آن پرچم را باز كند و كسى در خاور و باختر نماند مگر آنكه آن را لعنت كند و رعب آن حضرت يك ماهه راه از پيشاپيش و از پشت سر و از سمت راست و سمت چپ آن حضرت در حركت باشد.
سپس فرمود: اى محمّد او خروج ميكند در حالى كه خون نياكان خود را در گردن مردم دارد و خشمناك و متأسّف است بخاطر آنكه خداوند بر اين خلق خشمناك خواهد بود، و بر تن او خواهد بود پيراهن رسول خدا ٦ كه روز احد بر تن داشت و عمامه سحاب و زره [زره رسول خدا ٦] بلند او و شمشير او [و شمشير رسول خدا ٦] كه ذو الفقار است هشت ماه شمشير برهنه بر دوش دارد و بىمحابا ميكشد نخستين آغازش از بنى شيبه خواهد بود[١] كه دستهاى
[١] بنى شيبه اولاد شيبة بن عثمان حجبى هستند كه پردهداران كعبه در زمان جاهليّت بودند و كليد خانه كعبه بدست آنان بود و بروز فتح مكّه پرده دار مكّه عثمان بن طلحة بود كه رسول خدا كليد خانه را از او گرفت و در خود بروى آن حضرت باز شد و داخل شد ديد كبوترى از چوب در ميان كعبه است پس با دست خود آن را شكست و بدور انداخت سپس بر در كعبه ايستاد و فرمود:
ُ لا اله الّا اللَّه وحده وحده صدق وعده و نصر عبده
تا پايان خطبهاى كه مشهور است پس فرمود: عثمان بن طلحه كجا است؟ او را صدا زدند پس حضرت فرمود: اى عثمان كليدت را بگير كه امروز روز نيكو كارى و وفا است پس مقصود از بنى شيبه پرده داران كعبه است.