الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٣٦٠ - (باب - ١٨)(رواياتى كه در باره سفيانى رسيده و اينكه او از حتميات است و پيش از قيام قائم است)
رفت، و چون چنين شود فرزند هند جگر خوار از وادى يابس خروج كند تا آنكه بر منبر دمشق بنشيند، و چون اين چنين شود خروج مهدى ٧ را منتظر باشيد.
(١) ١٧- (حديث كرد ما را محمّد بن همام او گفت: حديث كرد مرا جعفر بن محمّد بن مالك او گفت: حديث كرد مرا حسن بن وهب[١] او گفت: حديث كرد مرا اسماعيل بن ابان و او از يونس بن ابى يعفور كه گفت):
شنيدم ابا عبد اللَّه (امام صادق) ٧ ميفرمود هنگامى كه سفيانى خروج كند لشكرى بسوى ما ميفرستد و لشكرى بسوى شما و چون چنين شود بهر وسيلهاى كه شد از مركبهاى هموار و ناهموار بسوى ما بيائيد.
(٢) ١٨- (خبر داد ما را احمد بن محمّد بن سعيد او گفت: حديث كرد ما را حميد بن زياد او گفت: حديث كرد مرا علىّ بن صباح ابن ضحّاك او گفت: حديث كرد ما را ابو علىّ حسن بن محمّد حضرمىّ او گفت: حديث كرد ما را جعفر بن محمّد از ابراهيم بن عبد الحميد و او از ابى ايّوب خزّاز و او از محمّد بن مسلم و او از):
ابى جعفر امام باقر ٧ كه فرمود: سفيانى سرخروئى است سپيد سرخ و كبود چشم كه هرگز خداى را نپرستيده و هرگز نه مكه را ديده است و نه مدينه را ميگويد: پروردگارم خونم را از مردم ميستانم هر چند بآتش روم خونم را ميستانم هر چند بآتش روم.
[١] در بعضى از نسخهها( قاسم بن وهب) است.