الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٣٤٨ - (باب - ١٦)(رواياتى كه از تعيين وقت و نام بردن حضرت صاحب الامر جلوگيرى كرده است)
راوى گويد: يقطين بفرزندش علىّ بن يقطين گفت: چرا آنچه براى ما گفته شد انجام گرفت و آنچه براى شما گفته شد انجام نگرفت- يعنى خلافت بنى عبّاس-[١] علىّ باو گفت: آنچه براى ما و شما گفته شده است هر دو از يك جا بيرون آمده است جز آنكه هنگام كار شما فرا رسيد و بهمين جهت بىپرده بشما گفته شد و همان طور كه گفته شده بود انجام يافت ولى كار ما از آنجائى كه وقتش فرا نرسيده بود ما با اميد و آرزو سر گرم شديم و اگر بما گفته ميشد كه اين كار نشدنى است مگر پس از دويست يا سيصد سال حتما دلهاى ما سخت ميشد و بيشتر مردم از اسلام روگردان ميشدند ولى گفتند: آن كار بهمين زودى و نزديكى خواهد شد تا دلهاى مردم با يك ديگر مهربان بماند و فرج را نزديك بنمايانند.
[شرح: يقطين از شيعيان بنى عبّاس بود ولى پسرش علىّ از شيعيان اهل بيت و پاسخى كه علىّ بپدرش داده است پاسخ متينى است و آن را از امام موسى بن جعفر گرفته است چنانچه صدوق در علل با سند خود از على بن يقطين نقل ميكند كه گويد ابى الحسن موسى بن جعفر ٧ را عرض كردم چرا از اخبار غيبى آنچه در باره شما روايت شده است واقع نميشود ولى آنچه در باره دشمنان شما است درست در مىآيد؟ فرمود: آنچه در باره دشمنان ما گفته شده است چون حقّ محض بوده است همان طور كه گفته شده است واقع گرديده است ولى شماها را با آرزوها سرگرم كردند و در باره شما اين چنين گفته شد].
(١) ١٥- (خبر داد ما را محمّد بن يعقوب او گفت: حديث كرد مرا حسين بن محمّد از جعفر بن محمّد و او از قاسم بن اسماعيل انبارىّ و او از حسن بن علىّ و او از ابراهيم بن مهزم و او از پدرش و او از):
[١] اين جمله از مؤلّف است و در كافى نيست.