الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٣١٥ - (باب - ١٤)(رواياتى كه نشانههاى پيش از قيام قائم را بيان ميكند)(و دلالت بر آن دارد كه ظهور آن حضرت همان طور كه)(ائمه
خليفهاى كشته مىشود كه نه در آسمان عذر پذيرى دارد و نه در زمين ياورى و خليفهاى از خلافت خلع مىشود كه بر روى زمين راه رود و هيچ چيز از زمين از آن او نباشد و (ابن السّبيه) را[١] جانشين خود گرداند، گويد: ابو طفيل گفت: اى فرزند برادرم كاش كه من و تو از اهل زمان او بوديم راوى گويد: گفتم: دائى چرا چنين آرزوئى دارى؟ گفت: بخاطر آنكه حذيفه مرا حديث كرد كه حكومت بخاندان نبوّت برگشت خواهد نمود.
(١) ٤٠- (حديث كرد ما را احمد بن محمّد بن سعيد او گفت: حديث كرد ما را احمد بن يوسف بن يعقوب از كتابش او گفت: حديث كرد ما را اسماعيل بن مهران او گفت: حديث كرد ما را حسن بن ابى حمزه از پدرش و وهيب و آن دو از ابى بصير كه گفت):
از ابو جعفر (امام باقر) ٧ از تفسير اين آيه شريفه سؤال شد سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُ- فصّلت: ٥٣ (بزودى نشانههاى خود را كه در جهان هستى است و در جان آنها است بآنان نشان خواهيم داد تا برايشان روشن شود كه او بر حقّ است) فرمود: آنچه در جانشان بآنان نشان ميدهد مسخ شدن است و آنچه در جهان نشان ميدهد تنگ شدن محيط زندگى است بر آنان پس قدرت خدا را در جان خودشان و در محيطشان مشاهده ميكنند و اينكه فرمود:
حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُ مقصود خدا خروج قائم است كه او حقّ است از جانب خداى عزّ و جلّ كه اين خلق او را مىبينند و چارهاى از آن نيست.
(٢) ٤١- (حديث كرد ما را احمد بن محمّد بن سعيد او گفت: حديث كرد ما را علىّ بن حسن تيملى از علىّ بن مهزيار و او از حمّاد بن عيسى و او از حسين بن مختار و او از ابى بصير كه گفت):
بابى عبد اللَّه (امام صادق) ٧ عرض كردم خداى عزّ و جلّ كه ميفرمايد:
[١] در باره اين كلمه قبلا بحث شد.