الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٣٠١ - (باب - ١٤)(رواياتى كه نشانههاى پيش از قيام قائم را بيان ميكند)(و دلالت بر آن دارد كه ظهور آن حضرت همان طور كه)(ائمه
ابن حسن از يعقوب بن يزيد و او از زياد قندى و او از چند نفر اصحاب خودش و آنان از):
ابى عبد اللَّه (امام صادق) ٧ كه آن حضرت فرمود: راوى گويد:
بآن حضرت عرض كرديم: سفيانى از حتميّات است؟ فرمود: آرى و كشته شدن نفس زكيه از حتميّات است و قائم از حتميّات است و فرو رفتن صحرا از حتميّات است و كف دستى كه از آسمان بيرون آيد از حتميّات است و آواز [از آسمان از حتميّات است] عرض كردم: آواز، چه خواهد بود؟ فرمود: آواز دهندهاى كه بنام قائم و بنام پدرش آواز خواهد داد [عليهما السّلام].
(١) ١٦- (خبر داد ما را احمد بن محمّد بن سعيد او گفت: حديث كرد مرا علىّ بن حسن از علىّ بن مهزيار و او از حمّاد بن عيسى و او از حسين بن مختار كه گفت: حديث كرد مرا ابن ابى يعفور او گفت):
ابو عبد اللَّه (امام صادق) ٧ بمن فرمود: نابودى فلان كس را بدست داشته: بشمار [نام يكى از بنى عبّاس][١] و خارج شدن سفيانى را و كشته شدن يكنفر و لشكرى را كه بزمين فرو ميروند و صدا. عرض كردم: صدا چه باشد آيا همان آواز دهنده است؟ فرمود: آرى و صاحب اين امر باهمان شناخته خواهد شد سپس فرمود: همه فرج در نابودى فلانى [از بنى عبّاس] است.
(٢) ١٧- (خبر داد ما را احمد بن محمّد بن سعيد او گفت: حديث كرد مرا علىّ ابن حسن از علىّ بن مهزيار و او از حمّاد بن عيسى و او از حسين بن مختار و او از عبد الرّحمن بن سيابة و او از عمران بن ميثم و او از عباية بن ربعى اسدى كه گفت):
من پنجمين نفر بودم و از همه آن مردم بسال خردتر كه بخدمت امير المؤمنين علىّ ٧ رسيدم و شنيدم كه آن حضرت ميفرمود: حديث كرد مرا برادرم رسول خدا ٦ همانا آن حضرت فرمود: من خاتم هزار پيغمبرم و تو
[١] ما بين دو قوس در نسخه خطّى هست ولى در بحار و نسخه چاپ سنگى نيست.