الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٢٩٦ - (باب - ١٤)(رواياتى كه نشانههاى پيش از قيام قائم را بيان ميكند)(و دلالت بر آن دارد كه ظهور آن حضرت همان طور كه)(ائمه
است و سفيانىّ از حتميّات است و يمانىّ از حتميّات است و كشتن نفس زكيّه از حتميّات است و كف دستى كه از آسمان بيرون مىآيد از حتميّات است. فرمود:
و وحشتى در ماه رمضان كه خفته را بيدار و بيدار را بوحشت اندازد و دوشيزگان را از پس پردههاشان بيرون كشاند.
(١) ١٢- (خبر داد ما را محمّد بن همّام او گفت: حديث كرد مرا جعفر بن محمّد ابن مالك او گفت: حديث كرد مرا علىّ بن عاصم[١] از احمد بن محمّد بن ابى نصر و او از):
ابى الحسن امام رضا ٧ كه آن حضرت فرمود: پيش از اين كار بايد سفيانىّ و يمانىّ و مروانىّ و شعيب بن صالح باشد پس چگونه اين (شخص) اين را ميگويد؟
[شرح عبارت: يعنى چگونه محمّد بن ابراهيم بن اسماعيل معروف بابن طباطبا- ابن ابراهيم بن حسن مثنّى ميگويد كه من قائم هستم و اين محمّد بن ابراهيم همان است كه با ابى السرايا در زمان خلافت مأمون خروج كرد و داستانش در تاريخ معروف است و در بعضى از نسخهها است (و كف يقول هذا و هذا) يعنى (كف دستى كه اشاره ميكند و ميگويد اين است و اين) و بعضيها اين نسخه را مناسبتر ديدهاند ولى در بحار (كيف يقول هذا هذا) است].
[١] مردى است از عامّه كه در نزد سنّيان بشيعهگرى متّهم است و او همان است كه بيش از سى هزار نفر در مجلس او گرد هم مىآمدند از يعقوب بن شيبه نقل است كه گفته: اصحاب ما- يعنى سنيان- در باره او اختلاف دارند بعضى گفتهاند كه فراوان غلط دارد و بعضى گفتهاند علاوه بر آنكه دائما غلط اندازى داشت از آنچه كه مردم با آن مخالف بودند باز نميگشت و بعضى در باره كم حافظهگى او سخن گفتهاند ولى با همه اين حرفها او مرد شايسته و متديّن و نيك بود در واسط بسال دويست و يك بدوران خلافت مأمون در گذشت چنانچه در معارف ابن قتيبة است.