الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٢٨٩ - (باب - ١٤)(رواياتى كه نشانههاى پيش از قيام قائم را بيان ميكند)(و دلالت بر آن دارد كه ظهور آن حضرت همان طور كه)(ائمه
گفت: حديث كرد ما را عبد اللَّه بن حمّاد انصارىّ در ماه رمضان سال دويست و نود و سه از ابان بن عثمان كه گفت):
ابو عبد اللَّه جعفر بن محمّد عليهما السّلام فرمود: روزى رسول خدا ٦ در بقيع بود كه علىّ ٧ آمد و از رسول خدا ٦ جويا شد گفتندش در بقيع است علىّ ٧ نزد رسول خدا آمد و سلامش كرد رسول خدايش فرمود: بنشين و او را در سمت راست خود نشانيد، سپس جعفر بن ابى طالب آمد و از رسول خدا جويا شد باو گفته شد كه در بقيع است نزد آن حضرت آمد و سلامش كرد رسول خدا ٦ او را در سمت چپ خود نشانيد، سپس عبّاس آمد و از رسول خدا جويا شد باو گفته شد كه در بقيع است به نزد آن حضرت آمد و سلامش كرد رسول خدا ٦ در پيش رويش او را نشانيد.
سپس رسول خدا رو بعلىّ كرد و فرمود مژدهات ندهم؟ خبرت ندهم؟ عرض كرد: چرا يا رسول اللَّه، فرمود: جبرئيل اندكى پيش نزد من بود و مرا خبر داد آن قائمى كه در آخر زمان خروج ميكند و زمين را پر از عدل ميكند [همان طور كه از ظلم و جور پر شده باشد] از نسل تو و از فرزندان حسين است.
علىّ عرض كرد: يا رسول اللَّه هيچ خيرى از خدا بما نرسيده است مگر آنكه بدست شما بوده است؟
سپس رسول خدا رو بجعفر بن ابى طالب كرد و فرمود: اى جعفر مژدهات ندهم؟
خبرت ندهم؟ عرض كرد: چرا يا رسول اللَّه. فرمود: اندكى پيش جبرئيل نزد من بود و مرا خبر داد آن كسى كه آن را (يعنى پرچم را) بقائم ميسپارد از نسل تو است، آيا ميدانى او كيست؟ عرض كرد: نه، فرمود: او همان است كه صورتش همچون دينار (گرد) و دندانهايش همچون ارّه و شمشيرش همچون شعله آتش است با خوارى داخل سپاه مىشود[١] و با عزّت از آن بيرون مىآيد جبرئيل و ميكائيل او را در
[١] در بعضى از نسخهها
ُ( يدخل الجيل)
يعنى در ميان نسل و طايفه و در بعضى
ُ( يدخل الجبل ذليلا)
يعنى داخل كوه مىشود با خوارى.