الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٢٢٨ - (باب - ١١)(رواياتى كه شيعه را دستور ميدهد كه بردبار و خود دار باشد و بانتظار)(فرج باشد و نسبت بامر خداوند و تدبير او شتابزدگى نكند)
خانهنشين باشيد و تا ما در خانه نشستهايم شما نيز بنشينيد و چون متحرّك ما حركت كرد بسوى او روانه شويد هر چند با دست و سر زانو باشد، بخدا قسم گوئى مىبينمش كه در ميان ركن و مقام از مردم بكتاب نوى بيعت ميگيرد و بر عرب سنگين خواهد آمد و فرمود واى بر حال ستمگران عرب از شرّى كه نزديك شده است.
(١) ٢- (حديث كرد ما را احمد بن محمّد بن سعيد از بعضى از رجالش و او از علىّ بن عماره كنانى[١] او گفت: حديث كرد ما را محمّد بن سنان از ابى الجارود و او از) ابى جعفر (امام باقر) ٧، گويد امام باقر را عرض كردم مرا وصيّتى بفرمائيد فرمود وصيّت ميكنم كه تقوى داشته باشى و خانهنشين باشى و در اجتماع اين مردم شركت نكنى و مبادا با افرادى كه از خاندان ما خروج ميكنند همگام باشى كه آنان نه چيزى دارند و نه بچيزى ميرسند و بدان كه بنى اميه را حكومتى است كه مردم نميتوانند آن را از دست آنان بگيرند و اهل حق را دولتى است كه وقتى فرا رسيد خداوند زمامش را بدست هر كس از ما اهل بيت كه بخواهد مىسپارد پس هر كس از شماها كه بآن دولت رسد با ما در مقام بلند بهشتى خواهد بود و اگر پيش از رسيدن بآن دولت از دنيا برود خداوند از براى او نيكى خواهد خواست.
و بدان كه هيچ جمعيّتى بمنظور بر طرف كردن ستم و يا عزيز نمودن دينى قيام نميكند مگر آنكه مرگ و گرفتارى دامنگيرشان شود تا آنگاه كه جمعيّتى قيام كنند كه در بدر با رسول خدا بودند كه كشتگانشان بخاك سپرده نشود و بخاك افتادهشان برداشته نشود و زخمىهاشان درمان نگردد عرض كردم آنان كيانند؟ فرمود: فرشتگان.
[شرح از مجلسىّ ره (كشتگانشان) يعنى كسانى را كه فرشتگان بكشند دفن نميشوند و زخمهاشان درمان پذير نيست].
(٢) ٣- (خبر داد ما را احمد بن محمّد بن سعيد او گفت: حديث كرد ما را علىّ حسن تيملىّ او گفت: حديث كرد ما را حسن و محمّد فرزندان علىّ بن يوسف از
[١] اينجا چنين است و شايد او همان بكرى باشد كه در الجامع عنوان شده است.