الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٢٢٧ - (باب - ١١)(رواياتى كه شيعه را دستور ميدهد كه بردبار و خود دار باشد و بانتظار)(فرج باشد و نسبت بامر خداوند و تدبير او شتابزدگى نكند)
كافى بودند تا آنكه خداوند تدبير خود را جارى ساخت و تقديرات خويش را عملى كرد كه در اين زمانى كه ما هستيم با آنكه امام غايب است آن وسايل نيز برداشته شده است تا آن كس كه خالصشدنى است خالص شود و آن كس كه هلاكشدنى است بهلاكت رسد و آنكه نجات يافتنى است نجات يابد بوسيله ثابت بودن در حقّ و بيرون راندن شكّ و ترديد از دل خود و يقين داشتن بآنچه از ائمّه عليهم السّلام رسيده است و فرمودهاند كه بناچار بايد اين اندوه پيش بيايد و سپس هر وقت كه خدا بخواهد بر كنار شود نه هر وقت كه مردم بخواهند و آنان پيشنهاد كنند.
خداوند، ما و شما را اى گروه شيعه مؤمنين كه بريسمان خدا دست داريد و دستور او را گردن نهادهايد از آنان قرار دهد كه از فتنه غيبت نجات يافتهاند غيبتى كه هر كس امامى اختيار كرد و باختيار پروردگارش راضى نشد و در تدبير خداى سبحان شتابزدگى نشان داد و آنچنان كه مأمور بود صبر نكرد هلاك گرديد، خداوند ما و شما را از گمراهى پس از راهيابى در امان دارد كه او است خداى ولىّ توانا.
اين بود پايان آنچه از روايات غيبت در نزد من حاضر بود و اين اندكى است از روايات بسيارى كه مردم روايت كردهاند و در نزدشان محفوظ است و خدا است ولىّ توفيق.
(باب- ١١) (رواياتى كه شيعه را دستور ميدهد كه بردبار و خود دار باشد و بانتظار) (فرج باشد و نسبت بامر خداوند و تدبير او شتابزدگى نكند)
(١) ١- (حديث كرد ما را احمد بن محمّد بن سعيد ابن عقده كوفىّ او گفت:
حديث كرد ما را احمد بن يوسف بن يعقوب جعفى أبو الحسن او گفت: حديث كرد ما را اسماعيل بن مهران او گفت: حديث كرد ما را حسن بن علىّ بن ابى حمزه از پدرش و وهيب بن حفص و آنان از ابى بصير و او از):
ابى عبد اللَّه (امام صادق) ٧ كه فرمود: پدرم مرا فرمود بناچار در آذربايجان آتشى روشن شود كه هيچ چيز در مقابلش نتواند ايستاد و چون چنين شود