الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٢١٩ - (باب ١٠)(آنچه در باره غايب شدن امام منتظر امام دوازدهم رسيده است و اينكه مولاى ما)(امير المؤمنين و امامان بعد از او
بخدمت ابى عبد اللَّه امام صادق ٧ رسيدم عرض كردم: صاحب اين امر شمائيد؟ فرمود: نه. عرض كردم: پس فرزندت؟ فرمود: نه. عرض كردم:
پس فرزند فرزندت؟ فرمود: نه. عرض كردم: پس كيست؟ فرمود: كسى كه آن را (يعنى زمين را) پر از عدل ميكند هم چنان كه از ستم و تعدّى پر شده باشد او در زمان فترت امامان تشريف مىآورد هم چنان كه پيغمبر در دوران فترت پيامبران برانگيخته شد[١].
[شرح: دوران فترت دورانى است كه پيامبران خدا از دنيا رفته باشند و جانشينان آنان نيز در دسترس مردم نباشند و خلاصه چراغ دعوت انبياء خاموش باشد بنا بر اين، معناى دوران فترت امامان نيز واضح و روشن است].
(١) ٣٩- (حديث كرد ما را محمّد بن يعقوب او گفت: حديث كرد ما را علىّ بن محمّد از بعضى از رجال خود و او از ايّوب بن نوح و او از):
ابى الحسن سوّم (حضرت هادى)[٢] نقل ميكند كه آن حضرت فرمود: هنگامى كه علم شما از ميان شما برداشته شود منتظر فرج از زير قدمهايتان باشيد.
[شرح: علم را اگر با دو حركت بخوانيم بمعناى نشانه است كه كنايه از امام است كه راهنماى بحقّ است و اگر با سكون بخوانيم بمعناى دانش است و كنايه از آنكه دانشمندان از ميان شما ميروند و مردم در ضلالت و جهالت ميمانند و انتظار فرج از زير قدمها كنايه از نزديك بودن آن است.
و مجلسىّ فرمايد: «كه معناى روايت آن است كه ناچار شما بايد بانتظار فرج باشيد هر چند دور باشد و يا آنكه مقصود از فرج، احدى الحسنيين است» مترجم گويد: ظاهرا مراد ايشان از احدى الحسنين آنست كه يا حقيقتا فرج حاصل مىشود و يا آنكه به ثواب انتظار فرج نائل خواهد شد].
(٢) ٤٠- (محمّد بن يعقوب گفت: حديث كرد ما را ابو علىّ اشعرىّ از محمّد بن
[١] در كافى كلمه( يأتى) يعنى تشريف مىآورد نيست.
[٢] در بعضى از نسخهها( ابى الحسن الرّضا ٧) است.