الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٢١٥ - (باب ١٠)(آنچه در باره غايب شدن امام منتظر امام دوازدهم رسيده است و اينكه مولاى ما)(امير المؤمنين و امامان بعد از او
ابن يحيى عطّار او گفت: حديث كرد ما را محمّد بن حسّان رازى او گفت: حديث كرد ما را محمّد بن علىّ[١] از محمّد بن سنان و او از مردى كه):
از امام باقر نقل ميكند كه آن حضرت فرمود: هميشه اين چنين بمانيد و روزگار بهمين نحو خواهد ماند تا آنكه خداوند از براى اين كار مردى را بر انگيزاند كه نفهميد آفريده شده است يا هنوز آفريده نشده است.
اى گروه شيعهاى كه خداى تعالايش نيروى تميز و تأمّل و تدبّر كافى در سخنان ائمّه عنايت فرموده است، آيا در اين حديثها بيان آشكار و نور درخشان نيست؟
آيا در ميان امامان گذشته يكنفر هست كه در ولادت او شكّ شود و در بود و نبودش اختلاف گردد و گروهى از امت در غيبتش باو معتقد شوند و در دوران غيبت او فتنهها در دين روى دهد و افرادى در باره او متحيّر شوند و امام صادق ٧ صراحتا باو راهنمائى كرده باشد كه بفرمايد هر گاه سه نام بدنبال هم آمد (محمّد و علىّ و حسن) چهارمىشان قائم آنان خواهد بود؟
آيا كسى هست بجز اين امامى كه كمال دين بوسيله او و بدست او نهاده شده است و گزينش و آزمايش و تميز خلق باو و غيبت او شود و خاصّ و خالص صافى از شيعيان كه بر ولايت او هستند بدست آيد از اين رهگذر كه بر نظام او ايستادگى كنند و بامامتش اقرار نمايند و حق بودن او را و وجود او را و اينكه زمين از او خالى نمىماند هر چند شخص او غايب باشد از براى خودشان دين الهى بدانند تا بآنچه رسول خدا و امير المؤمنين و امامان عليهم السّلام فرمودهاند و پس از غيبت و نااميدى از او قيامش را با شمشير بشارت دادهاند تصديق و ايمان و يقين داشته باشد.
پس هر كس كه بيان مىطلبد بيان را از گفتار يكايك ائمه عليهم السّلام بخواهد تا او را بر افزايش در بيانى كه برهان از آن بدست مىآيد يارى كند. خداوند،
[١] او ابو سمينه كوفى است در بعضى از نسخهها( محمّد بن الحسين) نوشته شده است و ظاهرا اشتباه باشد.