الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٢١٢ - (باب ١٠)(آنچه در باره غايب شدن امام منتظر امام دوازدهم رسيده است و اينكه مولاى ما)(امير المؤمنين و امامان بعد از او
و احتمال ميرود كه (على) در (عليه) تعليليّه باشد، يعنى ببركت هدايت و فيض آن حضرت از گريبانهاى اشخاصى كه پذيراى انوار قدسند، علوم و معارف ربّانى ساطع و درخشان است. پايان نقل از مجلسىّ.
مترجم گويد: وجهى براى اين توجيهات نيست پس از آنكه امام رضا ٧ آن حضرت را بموسى بن عمران تشبيه فرموده است و بدنبال تشبيه وجه شبه را بيان فرموده يعنى همان طور كه موسى بن عمران را جيب نور بود و بمضمون «أَدْخِلْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ» بآن حضرت همين كرامت از طرف خداوند تعالى اعطا شده است].
(١) ٢٩- (محمّد بن همّام گفت: حديث كرد ما را جعفر بن محمّد بن مالك او گفت:
حديث كرد ما را محمّد بن احمد مدينىّ[١] او گفت: حديث كرد ما را علىّ بن اسباط از محمّد بن سنان و او از داود بن كثير رقّى كه گفت):
بابى عبد اللَّه (امام صادق) ٧ عرض كردم: من بفدايت اين امر آنقدر بدرازا كشيد كه دلها تنگ شد و ما دقّ مرگ شديم. فرمود: اين كار در آخرين مرحله نااميدى و سختترين مرتبه غم و اندوه انجام خواهد گرفت آواز دهندهاى از آسمان بنام امام قائم و نام پدرش آواز خواهد داد عرض كردم: فدايت شوم نامش چيست؟
فرمود: نام پيامبرى است و نام پدرش نام وصيّى.
[شرح: تصريح نكردن بنام آن حضرت شايد بآن جهت است كه در ميان مردم شهرت نيابد].
(٢) ٣٠- (و حديث كرد ما را احمد بن محمّد بن سعيد او گفت: حديث كرد مرا محمّد بن علىّ تيملىّ از محمّد بن اسماعيل بن بزيع و حديث كرد مرا بيش از يكنفر از منصور بن يونس بزرج[٢] از اسماعيل بن جابر و او از):
[١] در بعضى از نسخهها( مداثنىّ) است.
[٢] منصور بن يونس قرشىّ وابسته آنان است و باو بزرج گفته مىشود كوفى و ثقه است.