الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ٢٠٩ - (باب ١٠)(آنچه در باره غايب شدن امام منتظر امام دوازدهم رسيده است و اينكه مولاى ما)(امير المؤمنين و امامان بعد از او
ابى جعفر محمّد بن علىّ (امام باقر) ٧ كه فرمود: صاحب اين امر همان كسى است كه راندهشده آواره است (در بعضى از نسخهها راندهشده تنها ضبط شده است) و خون پدرش باز خواست نشده و كنيه عمويش را دارد و از خانوادهاش تك افتاده و نامش نام پيغمبرى است.
(١) ٢٥- (حديث كرد ما را احمد بن محمّد بن سعيد او گفت: حديث كرد ما را حميد بن زياد كه از كتابش براى او قرائت كرده بود او گفت: حديث كرد ما را حسن ابن محمّد حضرمى او گفت: حديث كرد ما را جعفر بن محمّد عليهما السّلام):
(و از يونس بن يعقوب و او از سالم مكّى و او از ابى الطفيل گويد[١] عامر بن واثلة مرا گفت):
آن كس كه شما بدنبالش در جستجوئيد و بآرزويش هستيد فقط از مكّه خروج ميكند و از مكّه خروج نميكند تا آنكه آنچه را كه دوست دارد به بيند هر چند كه كارش بآنجا انجامد كه از شاخههاى درخت تغذيه نمايد.
چه كارى روشنتر و كدام راه بازتر از راهى است كه امامان عليهم السّلام در باره اين غيبت راهنمائى كردهاند و جلو پاى شيعيانشان گذاشتهاند تا با حالت تسليم و بدون اعتراض و اشكال و بدون شك و ترديد آن راه را به پيمايند؟ و آيا با اين بيان كه در امر غيبت شده است باز روا است كه شكّى واقع شود؟ و روشنتر از اين در واضح بودن حقّ از براى صاحب غيبت و شيعيانش چيست؟ (٢) ٢٦- (حديث كرد ما را محمّد بن همّام او گفت: حديث كرد ما را احمد بن ما بنداذ او گفت: حديث كرد ما را احمد بن هلال او گفت: حديث كرد ما را احمد بن علىّ قيسى از ابى الهيثم ميثمىّ):[٢]
[١] يعنى سالم مكّى گويد عامر بن واثله ابو الطفيل مرا گفت.
[٢] من باين نام بر خورد نكردهام و شايد ابراهيم بن شعيب ميثمىّ باشد كه ابراهيم بواسطه شباهت در نوشتن بابى الهيثم اشتباها ابى الهيثم نوشته شده است.