الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ١٩٨ - (باب ١٠)(آنچه در باره غايب شدن امام منتظر امام دوازدهم رسيده است و اينكه مولاى ما)(امير المؤمنين و امامان بعد از او
[شرح: علّامه مجلسىّ فرمايد: عهد و عقد و بيعت در معنى بهم نزديكند و گوئى هر يكى ديگرى را تاكيد ميكند و احتمال ميرود كه مقصود از عهد وعدههائى باشد كه خلفاى جور بائمه عليهم السّلام ميدادند كه آنان را رعايت كنند و يا مقصود از عهد سفارش باشد كه (عهد اليه) هنگامى گويند كه سفارش در باره او كرده باشد و يا مقصود از عهد، وليعهد شدن باشد چنانچه براى امام رضا ٧ پيش آمد و مقصود از عقد قرارداد صلح و آتش بس باشد چنانچه ميان امام حسن ٧ و معاويه واقع شد و مقصود از بيعت اقرار نمودن بخلافت ديگرى است كه با دست دادن انجام ميگيرد چنانچه معروف است.
و گوئى اين روايات بپارهاى از علل و فوائد غيبت اشاره ميكند چنانچه صدوق عليه الرّحمة با سند خود از ابى بصير روايت كرده است كه امام صادق فرمود:
ولادت صاحب اين امر از نظر مردم پنهان مىشود بخاطر آنكه بهنگام خروج، بيعت هيچ كس بر گردن او نباشد و خداوند كار او را در يك شب اصلاح ميفرمايد].
(١) ٥- (و خبر داد ما را احمد بن محمّد بن سعيد او گفت: حديث كرد ما را قاسم بن محمّد بن حسن بن حازم از كتاب خودش او گفت: حديث كرد ما را عبيس ابن هشام از عبد اللَّه بن جبله و او از ابراهيم بن مستنير و او از مفضّل بن عمر جعفى):
و او از ابى عبد اللَّه (امام صادق) ٧ كه فرمود: صاحب اين امر را دو غيبت است كه يكى از آن دو آنقدر بدرازا ميكشد كه بعضى ميگويند مرد و بعضى ميگويند كشته شد و بعضى ميگويند: رفت پس بجز اندكى از اصحاب او كسى بر امر او باقى نميماند و از جايگاهش هيچ كس را از دوست و بيگانه اطلاعى نباشد مگر همان نوكرى كه بكارهاى آن حضرت ميرسد.
و اگر در باب غيبت بجز همين يك حديث نقل نشده بود براى كسى كه تأمّل در آن كند كافى بود.
(٢) ٦- (و بهمين سند از عبد اللَّه بن جبله نقل شده و او از سلمة بن جناح و او از