الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ١٨٧ - (باب ١٠)(آنچه در باره غايب شدن امام منتظر امام دوازدهم رسيده است و اينكه مولاى ما)(امير المؤمنين و امامان بعد از او
باشند كه حجّت خدا باطل نشده است و آنان را توصيف فرموده كه آنان شكّ نميكنند و اگر خدا بداند كه آنان شكّ ميكنند يك چشم بهم زدن حجّت خود را غايب نميكند- سپاس خدائى را كه ما را از آن جمله قرار داد كه يقين دارند و شكّ و ترديد بخود راه نميدهند و از جاده روشن براههاى [گرفتارى و] گمراهى كه بهلاكت و كورى ميكشاند منحرف نميشوند سپاسى كه حقّاش ادا شود.
(١) ٣- (خبر داد ما را احمد بن محمّد بن سعيد او گفت: حديث كرد ما را محمّد ابن مفضّل و سعدان بن اسحاق بن سعيد و احمد بن الحسين[١] و محمّد بن احمد بن الحسن قطوانىّ همگى روايت كردند از حسن بن محبوب و او از هشام بن سالم جواليقىّ و او از يزيد كناسىّ) كه گفت:
شنيدم ابا جعفر امام باقر ٧ ميفرمود: صاحب اين امر شباهتى بيوسف دارد[٢] فرزند كنيز سياه چهره است و خداوند كارش را در يك شب اصلاح خواهد فرمود.[٣] (٢) ٤- (حديث كرد ما را علىّ بن احمد او گفت: حديث كرد ما را عبيد اللَّه بن موسى علوىّ از احمد بن الحسين[٤] و او از احمد بن هلال و او از عبد الرّحمن بن ابى نجران و او از فضالة بن ايّوب و او از سدير صيرفىّ) كه گفت:
شنيدم ابى عبد اللَّه امام صادق ٧ ميفرمود: صاحب اين امر را شباهتى
[١] مقصود ابى عبد اللَّه قرشىّ است كه شرحش خواهد آمد.
[٢] در پارهاى از احاديث بجاى( شباهت) كلمه( سنت) است يعنى روش.
[٣] در كمال الدّين چنين است:( همانا در قائم ٤ روشى از يوسف است) و علّامه مجلسىّ فرموده است: اينكه امام فرموده:( فرزند كنيز سياه چهره) با بسيارى از روايات كه مادر آن حضرت را توصيف فرموده است مخالف است مگر آنكه بگوئيم مقصود اين روايت يكى از مادر بزرگهاى آن حضرت است و يا آنكه مقصود از مادر، دايه آن حضرت باشد.
[٤] مقصود احمد بن حسين بن سعيد بن عثمان ابا عبد اللَّه قرشىّ است.