الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ١٧٢ - (باب ١٠)(آنچه در باره غايب شدن امام منتظر امام دوازدهم رسيده است و اينكه مولاى ما)(امير المؤمنين و امامان بعد از او
باشد و بطور حتم بايد دوازده پرچم نامعلوم برافراشته شود كه شناخته نشود كداميك از كدام است.
مفضّل گويد: من گريستم، بمن فرمود چرا گريستى؟ عرض كردم: من بفدايت چگونه نگريم و شما ميفرمائيد دوازده پرچم نامعلوم برافراشته شود كه مشخّص نيست كداميك از كدام است. گويد: آن حضرت به شكافى كه در ديوار خانه بود و آفتاب از آنجا بمجلساش مىتابيد نگاه كرد و فرمود: اين آفتاب است كه ميتابد؟
عرض كردم آرى فرمود: بخدا قسم كه امر ما از اين آفتاب، تابندهتر و روشنتر است.
[شرح: اينكه حضرت ٧ فرمود (شناخته نشود كداميك از كدام است) ظاهرا معنايش آن نيست كه حقّ از باطل شناخته نميشود يعنى حقّى در ميان آنها هست ولى تميزى از باطل ندارد بلكه معنايش آن است كه در بطلان، هيچ كدام از همديگر امتياز ندارند و همگى مانند هم باطلند نظير روايتى كه مفيد «ره» در ارشادش از ابى خديجه سالم بن مكرم و او از امام صادق ٧ نقل ميكند كه آن حضرت فرمود:
لا يخرج القائم حتى يخرج اثنا عشر من بنى هاشم كلهم يدعو الى نفسه
امام قائم خروج نميكند تا آنكه دوازده نفر از بنى هاشم خروج كنند كه همگى دعوت بخويشتن كنند].
(١) ١٠- (محمّد بن همّام گفت: حديث كرد ما را جعفر بن محمّد بن مالك و عبد اللَّه بن جعفر حميرىّ هر دو گفتند: حديث كرد ما را محمّد بن حسين بن ابى الخطّاب و محمّد بن عيسى و عبد اللَّه بن عامر قصبانىّ همگى از عبد الرّحمن بن ابى نجران و او از محمّد بن مساور و او از مفضّل بن عمر جعفى كه گفت):
شنيدم شيخ- يعنى ابا عبد اللَّه- ٧ ميفرمود: مبادا مشهور كنيد، بخدا قسم حتما مدّتى از روزگارتان را پنهان خواهد بود و از يادها خواهد رفت تا آنكه گفته شود: او مرد؟ هلاك شد؟ كدام بيابان را پيمود و چشمهاى مؤمنين بر او اشكها خواهد ريخت و همچون زير و رو شدن كشتى در ميان امواج دريا زير و رو خواهند شد و نجات نخواهد يافت مگر آن كس كه خداوند از او پيمان گرفته باشد