الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ١٦٨ - (باب ١٠)(آنچه در باره غايب شدن امام منتظر امام دوازدهم رسيده است و اينكه مولاى ما)(امير المؤمنين و امامان بعد از او
كرده است و در حديث دوّم بجمعيّتى اشاره شده است كه از پيش چنين جمعيّتى شناخته نشده و فقط بسال تقريبى ٢٦٠ و همان حدود بر انگيخته خواهد شد چنانچه امير المؤمنين ٧ فرمود: بساليكه غيبت كبرى بمردم اعلام خواهد شد و همان طور شد كه امير المؤمنين توصيف كرد و خصوصيات آن گروه و صفت كسى كه پرچمش را بدست ميگيرد بيان فرمود.
اگر هوشمند اهل دلى (چنانچه خداى تعالى فرموده است أَوْ أَلْقَى السَّمْعَ وَ هُوَ شَهِيدٌ: (يا گوش فرا دهد در حالى كه شاهد باشد) در اين اشاره، تأمل كند نيازى به تصريح نخواهد داشت از خداى رحيم خواستاريم كه با رحمت خودش بما توفيق وصول بحقيقت را عنايت فرمايد.
(١) ٦- (خبر داد ما را سلامة بن محمّد او گفت: حديث كرد ما را علىّ بن داود او گفت: حديث كرد ما را احمد بن حسن از عمران بن حجّاج و او از عبد الرّحمن بن ابى نجران و او از محمّد بن ابى عمير و او از محمّد بن اسحاق و او از اسيد بن ثعلبه و او از امّ هانى كه گفت):
ابى جعفر محمّد بن على امام باقر ٧ را عرض كردم معناى آيه شريفه:
فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ (پس قسم نميخورم بچيزهائى كه خود را بتأخير مياندازند) چيست؟ فرمود: اى امّ هانى مقصود امامى است كه خود را از مردم كنار ميكشد تا مردم ندانند او كجا است بسال ٢٦٠[١] سپس همچون ستارهاى كه در شب تار فروزان است نمايان گردد اگر آن زمان را درك كنى چشمت روشن خواهد شد.
مترجم گويد: خنّس جمع خانس است از خنس بمعناى تأخير و دور افتادن است و مقصود از آن در آيه شريفه ستارگانند كه بروز ديده نميشوند و بشب هويدا و نمايانند و در اين روايت به امامى كه از مردم دور باشد و غايب شود تفسير شده است و جمع بودنش يا باعتبار همه اوصيا است و يا آنكه از باب تعظيم است و يا آنكه
[١] سال وفات امام حسن عسكرى است.