الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ١٥١ - (باب - ٨)(رواياتى كه ميگويند خداوند زمين را بدون حجت نميگذارد)
آنچنان مىشكند كه جبران پذير نباشد.
و بايد هر كس بداند كه در دين خود از چه كسى تقليد ميكند و چه كس واسطه ميان او و آفرينندهاش شده است كه آن واسطه يكى بيش نيست و ديگران شيطانهائى هستند باطل گو و فريبا و گرفتاركننده چنانچه خداى عزّ و جلّ فرموده است: شَياطِينَ الْإِنْسِ وَ الْجِنِّ يُوحِي بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُوراً (الانعام: ١١٢) (شيطانهاى انسى و جنّى بمنظور فريب دادن حرف بيهوده را يكى بديگرى ميرساند) خداوند ما را با حسان خود در پناهش گيرد از اينكه از حق بسوى ديگرى ميل كنيم و از راه هدايت باز مانيم و در گردابهاى گمراهى و هلاكت غرق شويم كه او همواره بمؤمنين مهربان بوده است.
(باب- ٨) (رواياتى كه ميگويند: خداوند زمين را بدون حجّت نميگذارد)
(١) ١- از آن جمله روايتى است مشهور از كلام امير المؤمنين علىّ ٧ بكميل بن زياد نخعىّ كه ميگويد: امير المؤمنين ٧ دست مرا گرفت و بجبّان (گورستان) بيرونم برد چون بصحرا رسيديم آه سردى بر آورد سپس فرمود- آنگاه كميل كلام طولانى امير المؤمنين را نقل ميكند تا ميرسد بفرمايش آن حضرت كه در پايان سخن فرموده است: خدايا چرا، و زمين از حجّتى كه با دليل و برهانش براى خدا قيام كرده باشد خالى نمىماند و آن حجّت يا ظاهر معلوم است و يا ترسان پنهان تا مگر حجّتهاى خدا و دليلهاى روشناش باطل نشود.
اينكه امير المؤمنين ٧ در گفتار خودش ميفرمايد (يا ظاهر معلوم است) مگر نه اين است كه مقصودش آنست: (كه شخص آن حجّت جايگاهش معلوم باشد) و مراد آن حضرت از اينكه ميفرمايد (يا ترسان پنهان است) آنست كه شخص آن حجّت غايب و جايگاهش نامعلوم باشد؟ و اللَّه المستعان.