الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ١٥٠ - (باب - ٧)(روايات در باره كسى كه در يكى از امامان شك كند و يا شبى بر او)(بگذرد كه در آن شب امام خودش را نشناسد و يا آنكه دينى)(را براى خدا بپذيرد بدون آنكه امامى از طرف خدا داشته باشد)
راستگوئى شنيده باشد، و مانند روايت پيشين را نقل كرده است.
(١) ١٩- (خبر داد ما را احمد بن محمّد بن سعيد او گفت: حديث كرد ما را يحيى ابن زكريّا شيبان در شعبان بسال ٢٧٣ او گفت: حديث كرد ما را علىّ بن سيف بن عميره از پدرش و او از حمران بن اعين كه او گفت):
بحضرت ابى عبد اللَّه ٧ شرح حال مردى را گفتم كه ولايت امير- المؤمنين را دارد و از دشمنش بيزارى ميجويد و هر چه را كه امير المؤمنين ميگويد او نيز ميگويد جز آنكه ميگويد: آنان كه امامان پيشوا هستند در ميان خود اختلاف دارند و من نميدانم كداميك از آنان امام است هر آنگاه كه بر يك مرد اجتماع كردند ما هم بگفته او عمل ميكنيم و من شناختهام كه كار امامت در ميان آنان است- خداوند همهشان را رحمت كند- فرمود: اگر باين عقيده از دنيا برود بمرگ جاهليّت مرده است.
(و از علىّ بن سيف و او از برادرش حسين و او از معاذ بن مسلم و او از ابى عبد اللَّه ٧ مانند همين روايت نقل شده است).
خردمندان و معتقدين بولايت ائمّه از اهل بيت عليهم السّلام در اين روايات كه از رسول خدا ٦ و حضرت ابى جعفر امام باقر و امام صادق عليهما السّلام نقل شده نيكو بينديشند كه اين روايات در باره كسى است كه در يكى از ائمّه عليهم السّلام شكّ كند و يا شبى بر او بگذرد كه در آن شب امام خود را نشناخته باشد كه آن حضرات چنين كس را بكفر و نفاق و شرك نسبت دادهاند و اينكه اگر با اين عقيده بميرد بمرگ جاهليّت مرده است پناه بخدا مىبريم از چنين مرگ و بينديشند در اينكه فرمودهاند هر كس يك نفر از امامان زنده را انكار كند در حقيقت همه امامانى را كه از دنيا درگذشتهاند انكار كرده است پس بايد هر كس به بيند كه بچه كس اقتدا ميكند و باطلها و بيهودهها او را گمراه نكند و او را از راه حقّ بسوى هوا نكشاند كه هر كس هوا او را بدنبال خود بكشاند سرنگون مىشود و