الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ١٤٦ - (باب - ٧)(روايات در باره كسى كه در يكى از امامان شك كند و يا شبى بر او)(بگذرد كه در آن شب امام خودش را نشناسد و يا آنكه دينى)(را براى خدا بپذيرد بدون آنكه امامى از طرف خدا داشته باشد)
يعفور روايت ميكند) كه گفت:
به ابى عبد اللَّه ٧ عرض كردم: من با مردم آميزش دارم و بسى در شگفتم از جمعى كه تولّى شما را ندارند و تولّى فلانى و فلانى را دارند داراى امانت و راستى و وفايند و از جمعى كه تولّى شما را دارند ولى نه امانتى دارند و نه وفائى و نه راستى.
گويد: امام صادق راست نشست و با قيافهاى كه گوئى خشمگين بود روى بمن كرد و سپس فرمود: كسى كه معتقد بولايت امام ستمگرى باشد كه از جانب خدا نيست چنين كس اصلا دين ندارد و بر كسى كه معتقد بولايت امام عادلى باشد كه از طرف خدا است ملامتى متوجّه نخواهد بود.
(با تعجّب) گفتم: آنان اصلا دين ندارند؟ و اينان را ملامتى متوجّه نيست؟
فرمود: آرى آنان دين ندارند و اينان را ملامتى متوجّه نيست. سپس فرمود: مگر نميشنوى كه خداوند چه ميفرمايد: اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ (خداوند بر كسانى كه ايمان آوردهاند ولايت دارد و آنان را از تاريكيها بسوى روشنائى ميكشد) يعنى از تاريكيهاى گناهان بنور توبه و آمرزش براى آنكه ولايت هر امام عادلى را كه از طرف خدا است دارند سپس خداوند فرمايد: وَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ (و كسانى كه كافر شدهاند طغيانگران بر آنان ولايت دارند و آنان را از روشنائى بسوى تاريكيها بيرون ميكشند) كافر چه روشنائى دارد تا از آن بيرون كشيده شود؟ تنها مقصود از اين آيه آنست كه آنان در روشنائى اسلام بودند ولى هنگامى كه ولايت هر امام ستمگرى را كه از جانب خدا نبودند پذيرفتند با پذيرش ولايت آنان از نور اسلام بيرون شدند و بسوى تاريكيهاى كفر گرائيدند پس خداوند از براى آنان واجب كرد كه دوش بدوش كفّار در آتش باشند از اين رو فرمود: أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ آنان اهل آتشند و جاويد در آتش خواهند بود.
(١) ١٥- (حديث كرد ما را محمّد بن يعقوب از علىّ بن محمّد و او از ابن جمهور