الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ١٤٥ - (باب - ٧)(روايات در باره كسى كه در يكى از امامان شك كند و يا شبى بر او)(بگذرد كه در آن شب امام خودش را نشناسد و يا آنكه دينى)(را براى خدا بپذيرد بدون آنكه امامى از طرف خدا داشته باشد)
الْعَذابِ* إِذْ تَبَرَّأَ الَّذِينَ اتُّبِعُوا مِنَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا وَ رَأَوُا الْعَذابَ وَ تَقَطَّعَتْ بِهِمُ الْأَسْبابُ* وَ قالَ الَّذِينَ اتَّبَعُوا لَوْ أَنَّ لَنا كَرَّةً فَنَتَبَرَّأَ مِنْهُمْ كَما تَبَرَّؤُا مِنَّا كَذلِكَ يُرِيهِمُ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ حَسَراتٍ عَلَيْهِمْ وَ ما هُمْ بِخارِجِينَ مِنَ النَّارِ البقره ١٦١- ١٦٣ (اگر به بينى كسانى را كه ستم كردند هنگامى كه عذاب را مىبينند آنان متوجه ميشوند كه همه قدرت بدست خدا است و خداوند عذابش سخت است هنگامى كه پيروىشدهگان از پيروان بيزارى ميجويند و عذاب را مىبينند و رشته اسباب آنان گسيخته مىشود و پيروان ميگويند اى كاش ما را بازگشتى بود تا ما نيز از آنان بيزارى مىجستيم چنانچه آنان از ما بيزارى جستند اين چنين خداوند، كردارشان را بآنان نشان ميدهد كه همه براى آنان حسرتها است و از آتش بيرون شدنى نيستند).
سپس امام باقر ٧ فرمود آنان اى جابر بخدا سوگند امامان ظلمند و پيروان آنان[١].
(١) ١٣- (و بهمين سند از ابن محبوب و او از هشام بن سالم و او از حبيب سجستانى و او از):
ابى جعفر ٧ روايت ميكند كه فرمود: خداى عزّ و جلّ فرموده است: هر يك از افراد رعيّت اسلامى را كه بولايت امام ستمگرى معتقد باشد كه از طرف خدا منصوب نشده باشد بطور حتم عذاب خواهم كرد گرچه آن فرد از رعيّت در كارهايش نيكوكار و با تقوى باشد و هر يك از افراد رعيّت اسلامى كه بولايت هر امام عادلى كه از طرف خدا است معتقد باشد بطور حتم عفواش خواهم كرد گر چه آن رعيّت در كارهايش ستمگر و گناهكار باشد[٢].
(٢) ١٤- (و بهمين سند از ابن محبوب و از عبد العزيز عبدىّ و او از عبد اللَّه بن ابى
[١] در كافى ج ١ ص ٣٧٤ چنين است:
ُ( ائمة الظلمة و اشياعهم)
يعنى امامان ستمكارانند و پيروان آنان.
[٢] در كافى
ُ( في انفسها)
است يعنى بخود ستم كرده باشد نه بديگرى.