الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ١٤٤ - (باب - ٧)(روايات در باره كسى كه در يكى از امامان شك كند و يا شبى بر او)(بگذرد كه در آن شب امام خودش را نشناسد و يا آنكه دينى)(را براى خدا بپذيرد بدون آنكه امامى از طرف خدا داشته باشد)
(فاحشه) ناميده است.
(١) ١١- (حديث كرد ما را محمّد بن يعقوب او گفت: حديث كرد ما را جمعى از اصحاب ما از احمد بن محمّد و او از حسين بن سعيد و او از ابى وهب و او از محمّد بن منصور كه گفت):
بنده صالحى[١] را كه سلام خدا بر او باد از معناى آيه شريفه كه خداى عزّ و جلّ ميفرمايد: إِنَّما حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ[٢] (پروردگار من كارهاى زشت را چه آنچه آشكار مىشود و چه آنچه به پنهانى انجام ميگيرد حرام فرموده است) پرسيدم فرمود: قرآن را ظاهرى است و باطنى[٣] همه آنچه را كه خداوند در قرآن حرام كرده است ظاهرش همان است كه هست و حرام است و باطن آن حرامها، امامان جوراند و هر آنچه را كه خداوند در قرآن حلال كرده ظاهرش همان است كه حلال فرموده و باطن آن حلالها امامان بحق ميباشند.[٤] (٢) ١٢- (حديث كرد ما را محمّد بن يعقوب از محمّد بن يحيى و او از احمد بن محمّد بن عيسى و او از ابن محبوب و او از عمرو بن ثابت و او از جابر كه گفت):
از ابى جعفر ٧ معناى آيه شريفه كه خداى عزّ و جلّ ميفرمايد: وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ بقره ١٦٠ (از مردم افرادى هستند كه غير خدا از براى خود دوستانى گرفتهاند و آنان را همچون خدا دوست ميدارند).
پرسيدم فرمود: آنان بخدا قسم دوستان فلانى و فلانى هستند كه آنان را امام خود گرفتند نه امامى كه خداوند براى مردم امامش قرار داده بود و بهمين جهت فرمود: وَ لَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُوا إِذْ يَرَوْنَ الْعَذابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً وَ أَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ
[١] ظاهرا مقصود موسى بن جعفر است.
[٢] الاعراف ٣١.
[٣] در كافى چنين است: قرآن را پشتى هست و اندرونى:
ُ ظهر و بطن
.
[٤] كافى ج ١ ص ٣٧٤ با اختلافى در پايان حديث.