الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ١٤٣ - (باب - ٧)(روايات در باره كسى كه در يكى از امامان شك كند و يا شبى بر او)(بگذرد كه در آن شب امام خودش را نشناسد و يا آنكه دينى)(را براى خدا بپذيرد بدون آنكه امامى از طرف خدا داشته باشد)
(١) ٩- (حديث كرد ما را محمّد بن يعقوب از محمّد بن يحيى و او از احمد بن محمّد و او از محمّد بن اسماعيل و او از منصور بن يونس و او از محمّد بن مسلم كه گفت):
بابى عبد اللَّه ٧ عرض كردم: مردى بمن گفت: تو آخرين امام را بشناس و اگر نخستين امام را نشناسى زيانى بحال تو نخواهد داشت. گويد: فرمود خدا آن مرد را لعنت كند كه من او را نشناخته دشمنش ميدارم مگر آخر جز با اوّل شناخته شده است؟ (٢) ١٠- (حديث كرد ما را محمّد بن يعقوب او گفت: حديث كرد ما را جمعى از اصحاب ما از احمد بن محمّد و او از حسين بن سعيد و او از ابى وهب و او از محمّد بن منصور كه گفت):
از آن حضرت- يعنى ابى عبد اللَّه ٧- پرسيدم از قول خداى عزّ و جلّ: وَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً قالُوا وَجَدْنا عَلَيْها آباءَنا وَ اللَّهُ أَمَرَنا بِها قُلْ إِنَّ اللَّهَ لا يَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ أَ تَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ[١] (هنگامى كه كار زشتى انجام ميدهند ميگويند پدرانمان را بر اين كار يافتيم و خدا ما را بآن امر كرده است بگو همانا خدا بكار زشت دستور نميدهد آيا چيزى را كه نميدانيد بر خدا ميگوئيد؟) گويد: حضرت فرمود: آيا يك نفر ديدهاى كه چنين پندارد كه خدا بزنا و شرابخوارى و يا از اين گونه محرّمات دستور داده باشد؟ عرض كردم: نه، فرمود:
پس اين كار زشتى كه آنان مدّعى هستند كه خدا آنان را دستور داده است چيست؟
گفتم: خدا و وليّش داناترند. فرمود: اين آيه در باره دوستان امامان جور است كه مدّعى بودند خداوند بآنان دستور فرموده است كه افرادى را امام خود كنند كه در حقيقت خداوند چنين دستورى نفرموده بود و خداوند، اين سخن را بر آنان بازگو ميكند و خبر ميدهد كه آنان دروغ بر خدا بستهاند و اين كار آنان را كار زشت:
[١] الاعراف ٢٧.