الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ١٤٢ - (باب - ٧)(روايات در باره كسى كه در يكى از امامان شك كند و يا شبى بر او)(بگذرد كه در آن شب امام خودش را نشناسد و يا آنكه دينى)(را براى خدا بپذيرد بدون آنكه امامى از طرف خدا داشته باشد)
زنده را انكار كند همه امامانى را كه از دنيا رفتهاند انكار كرده است.
(١) ٦- (خبر داد ما را احمد بن محمّد بن سعيد او گفت: حديث كرد ما را علىّ بن حسن[١] از كتاب خودش او گفت: حديث كرد ما را عبّاس بن عامر از عبد الملك بن عتبة و او از معاوية بن وهب او گفت:) شنيدم ابا عبد اللَّه (امام صادق) ٧ ميفرمود: رسول خدا فرموده است هر كس امام خود را ناشناخته بميرد بمرگ جاهليّت مرده است.
[مترجم گويد: جمله «مرگ جاهليّت» در احاديث متعدّدى تكرار شده است و مقصود آنست كه مردم دوران جاهليّت پيش از اسلام كه با ملكات خبيثه از كفر و نفاق و شرك و كبر و جهل بخدا و رسول مىمردند. كسى كه امام خود را و يا امام زمان خود را (چنانچه در بعضى از روايات است) نشناسد حالش، بهنگام مردن مانند مردم دوران جاهليّت خواهد بود].
(٢) ٧- (حديث كرد ما را محمّد بن يعقوب او گفت: حديث كرد مرا عدّهاى از اصحاب ما از احمد بن محمّد و او از ابن ابى نصر و او از):
ابى الحسن ٧ كه آن حضرت در معنى آيه شريفه: وَ مَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغَيْرِ هُدىً مِنَ اللَّهِ (كيست گمراهتر از كسى كه پيرو هواى خود باشد بدون آنكه از خدا براى او هدايتى بوده باشد) القصص (٥٠) فرمود: كسى كه دينش را از رأيش گرفته باشد بدون آنكه امامى از ائمّه هدى در آن دخالت داشته باشد.
(٣) ٨- (حديث كرد ما را محمّد بن يعقوب او گفت: حديث كرد ما را محمّد بن يحيى از محمّد بن حسين و او از محمّد بن سنان و او از بعضى از رجال خود)[٢] و او از ابى عبد اللَّه ٧ كه فرمود: كسى كه با امامى كه امامتش از جانب خدا است امامى را كه امامتش از جانب خدا نيست شريك كند او مشرك است.
[١] او علىّ بن حسن بن فضّال معروف است.
[٢] در كافى بجاى( بعضى از رجال خود) طلحة بن زيد است.