الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ١٤
شاهراه بكنار رود و براست و چپ گرايد و بگفتار بيهوده افرادى كه در دينشان گرفتار آمدهاند گوش فرا دهد كه گفتار آنان هم چون پنبه پراكنده در فضا و مانند دور نماى شورهزار است كه هم چون آب مىدرخشد چنانچه خداى تعالى ميفرمايد:
الم أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبِينَ[١] مردم گمان ميكنند كه با گفتن جمله: «ايمان آورديم» بدون آنكه آزمايش شوند رها ميشوند؟ در صورتى كه مسلّم است كه ما كسانى را كه پيش از آنان بودند آزمايش نموديم تا خداوند از راستگويان آگاه شود و دروغگويان را بشناسد.
چنانچه از پيغمبر روايت شده است كه فرمود: مبادا با افرادى كه گرفتارى دينى دارند بحث و گفتگو كنيد زيرا مبتلاى در دين تا مدتش بپايان نرسيده دليل خود را مىگويد و همين كه مدتش به پايان رسيد گناهانش شعلهور شده و يكباره او را مىسوزاند. اين روايت را عبد الواحد (با حذف سند از ما) از امام صادق و او از پيغمبر نقل نموده.
و من در اين كتاب رواياتى را كه بزرگان در باره غيبت و ديگر چيزهائى كه تناسب با غيبت داشت از امير المؤمنين و امامان راستين نقل نمودهاند بآن مقدارى كه خداوند، توفيق عنايت فرمود و در نزد من حاضر بود گرد آوردم زيرا همه آن رواياتى كه به من رسيده است نه در دسترس من است و نه حافظهام توانائى ضبط همه آنها را دارد و البتّه آنچه ديگران نيز در اين باره روايت نمودهاند بمراتب بيشتر از آنست كه من آنها را روايت نمودهام و روايات من نسبت بآنها ناچيز است.
(١) و من اين روايات را به چند باب تقسيم نمودهام كه نخستين باب در ذكر رواياتى است كه در باره نگهدارى سرّ آل محمّد است از نااهل و غير مؤدّب به
[١] العنكبوت ٢ و ٣.