الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ١٣٩ - (باب - ٧)(روايات در باره كسى كه در يكى از امامان شك كند و يا شبى بر او)(بگذرد كه در آن شب امام خودش را نشناسد و يا آنكه دينى)(را براى خدا بپذيرد بدون آنكه امامى از طرف خدا داشته باشد)
(١) ٢- (حديث كرد ما را ابو العبّاس احمد بن محمّد بن سعيد ابن عقده او گفت:
حديث كرد ما را محمّد بن مفضّل بن ابراهيم اشعرى و سعدان بن اسحاق بن سعيد و احمد بن حسين بن عبد الملك[١] و محمّد بن احمد بن حسن قطوانىّ[٢] اينان همگى گفتند: حديث كرد ما را حسن بن محبوب زرّاد از علىّ بن رئاب و او از محمّد بن مسلم ثقفى كه گفت):
شنيدم ابا جعفر محمّد بن علىّ الباقر عليهما السّلام ميفرمود: كسى كه براى خدا عبادتى، انجام دهد كه جان خودش را در آن عبادت برنج اندازد ولى امامى براى او از جانب خدا نباشد كوشش او پذيرفته نميشود و خودش گمراه و سرگردان خواهد بود و خداوند عملهاى او را نمىپسندد و او مانند گوسفندى است از چهارپايان كه چوپان خود و يا گلّه خود را گم كرده باشد و گم گشته در رفت و آمد باشد و همه روز را سرگردان بماند، چون شب فرا رسد رمهاى را با چوپانش به بيند بآن رمه به پيوندد و فريفته آن شود، شب را با آن رمه در جايگاهش بماند چون صبح شود و چوپان گلّه خود را بصحرا برد به بيند كه آن چوپان و آن رمه از آن او نيست پس حيران و سرگردان بجستجوى چوپان و رمه خودش ميپردازد دوباره چشمش برمهاى [ديگر] با چوپانى مىافتد بسوى آن رمه ميشتابد و فريفته آن مى- شود چوپان آن رمه بگوسفند نهيب ميزند كه اى گوسفند گم گشته سرگردان برو بچوپان و گلّه خودت برس كه تو گم گشته و حيرانى و چوپان و رمه خودت را
[١] سعدان بن اسحاق را باين عنوان در جايى نديدم و احمد بن حسين بن عبد الملك در كتب رجال ما بعنوان احمد بن الحسين بن عبد الملك ابو جعفر اودى يا- ازدى- عنوان شده است كه از اهل كوفه و ثقة است و از مراجع روايت است بفهرست شيخ و رجال نجاشى مراجعه شود.
[٢] در تاريخ بغداد او را از مشايخ ابن عقده شمرده است ولى من بترجمه او بر نخوردهام و در كفاية الاثر ص ١٤ در يكى از سندهايش محمّد بن احمد صفوانىّ است.