الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ١٣٨ - (باب - ٧)(روايات در باره كسى كه در يكى از امامان شك كند و يا شبى بر او)(بگذرد كه در آن شب امام خودش را نشناسد و يا آنكه دينى)(را براى خدا بپذيرد بدون آنكه امامى از طرف خدا داشته باشد)
از ربيعة بن سيف كه گفت:) در نزد شفّا اصبحىّ بوديم كه گفت: شنيدم عبد اللَّه بن عمرو ميگفت: شنيدم رسول خدا ٦ ميفرمود: بدنبال من دوازده خليفه خواهد بود[١].
(١) ٢٤- (و از ابن ابى خيثمه روايت است كه گفت: حديث كرد ما را عفّان و يحيى بن اسحاق سيلحينىّ او گفت: حديث كرد ما را حمّاد بن سلمه او گفت: حديث كرد ما را عبد اللَّه بن عثمان از ابى الطّفيل او گفت:) عبد اللَّه بن عمرو گفت: اى ابا طفيل از فرزندان كعب بن لؤىّ دوازده نفر بشمار و سپس زد و خورد خونينى خواهد شد[٢].
در اين معنى از طريق سنّيان روايات فراوان رسيده كه همگى دلالت دارد بر اينكه رسول خدا ٦ ميفرمود كه جانشينان او دوازده نفراند.
(باب- ٧) (روايات در باره كسى كه در يكى از امامان شكّ كند و يا شبى بر او) (بگذرد كه در آن شب امام خودش را نشناسد و يا آنكه دينى) (را براى خدا بپذيرد بدون آنكه امامى از طرف خدا داشته باشد)
(٢) ١- (حديث كرد ما را احمد بن نصر بن هوذه باهلىّ او گفت: حديث كرد ما را ابراهيم بن اسحاق نهاوندىّ در نهاوند سال دويست و هفتاد و سه او گفت: حديث كرد ما را عبد اللَّه بن حمّاد انصارىّ بسال دويست و بيست و نه او گفت: حديث كرد ما را يحيى بن عبد اللَّه[٣] او گفت):
كه ابو عبد اللَّه جعفر بن محمّد عليهما السّلام بمن فرمود: اى يحيى بن عبد اللَّه كسى كه شبى بر او بگذرد كه امام خود را در آن شب نشناسد بمرگ جاهليّت مىميرد.
[١] در باب پيشين ص ١٠٨ گذشت.
[٢] در باب پيشين ص ١٠٨ گذشت.
[٣] مقصود يحيى بن عبد اللَّه محض صاحب ديلم است.