الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ١٢٣ - (باب - ٥)(رواياتى كه در باره مدعى امامت و كسى كه گمان ميكند امام است)(و در حقيقت امام نيست رسيده است)(و روايات در اينكه هر پرچمى كه پيش از قيام حضرت قائم)(بر افراشته شود پرچمدارش طاغوت است)
ابا عبد اللَّه جعفر بن محمّد ٧ ميفرمود: كسى كه بدعوت مردم برخيزد و در ميان مردم برتر از او بوده باشد پس او گمراه است و بدعتگذار[١] [و كسى كه ادّعا كند كه از جانب خداوند، امام است و امام نباشد پس او كافر است].
اكنون اى كاش ميدانستم حال كسى را كه بامامت كسى معتقد باشد كه نه از جانب خداوند بامامت معرّفى شده و نه نصّى در بارهاش رسيده و نه در خود او شايستگى امامت هست و نه موقعيّتى براى امامت دارد چگونه خواهد بود؟ پس از آنكه فرمودهاند- عليهم السّلام-: به سه نفر خداوند نگاه نميكند و آن سه نفر عبارتند از كسى كه ادّعاى امامت كند و امام نباشد و كسى كه امام بحقّ را انكار كند و كسى كه پندارد كه اين دو را از اسلام بهرهاى است.
و پس از آنكه ائمّه دين در باره كسى كه اين مقام و مرتبه را ادّعا كند و كسى كه آن را در باره ديگرى ادّعا كند فرمودهاند كافر است و مشرك.
پناه بخدا مىبريم از اينكه يكى از اين دو نفر باشيم و پناه بخدا ميبريم از كورى، ولى مردم هر آنچه بر سرشان آمده از آنست كه از پاكان و رهبران اهل بيت كمتر روايت شنيدهاند از خداى عزّ و جلّ ميخواهيم كه فضل خود را بر ما افزون گرداند و موادّ احسان و علم خودش را از ما قطع نكند.
و ما نيز همان طور كه خداوند پيغمبرش را در قرآنش ادب آموخته عرض ميكنيم: پروردگارا با رحمت و احسانت دانش ما را افزون فرما، و آنچه را كه بر ما منّت نهادهاى بر قرار و پايدار فرما، و آن را وديعه و عاريه قرار مده.
[١] در بحار اين خبر را تا اينجا گفته است و باقيمانده در حاشيه بعضى از نسخهها نوشته شده است.