الغیبة للنعمانی ت فهری - النعماني، مترجم سيد احمد فهري - الصفحة ١١٩ - (باب - ٥)(رواياتى كه در باره مدعى امامت و كسى كه گمان ميكند امام است)(و در حقيقت امام نيست رسيده است)(و روايات در اينكه هر پرچمى كه پيش از قيام حضرت قائم)(بر افراشته شود پرچمدارش طاغوت است)
بمحمّد ٦ اقرار كند و عيسى را انكار نمايد.[١] پناه بخدا مىبريم از اينكه حجّتى از حجّتهاى خدا را انكار كنيم.
كسى كه اين روايت را ميخواند و اين نوشته بدست او ميرسد مبادا كه امامى از امامان را انكار كند و يا در حالتى قرار بگيرد كه مانند كسى باشد كه نبوّت محمّد ٦ و يا عيسى را انكار كرده و خود را هلاك سازد.
(١) ٥- (خبر داد ما را احمد بن محمّد بن سعيد ابن عقده او گفت: حديث كرد ما را علىّ بن حسن بن فضّال از كتاب خودش و گفت: حديث كرد ما را عبّاس بن عامر بن رباح ثقفى از ابى المغرا[٢] و او از ابى سلّام و او از سورة بن كليب و او از):
ابى جعفر محمّد بن على الباقر عليهما السّلام كه آن حضرت در معنى آيه شريفه وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ تَرَى الَّذِينَ كَذَبُوا عَلَى اللَّهِ وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَّةٌ أَ لَيْسَ فِي جَهَنَّمَ مَثْوىً لِلْمُتَكَبِّرِينَ (روز رستاخيز خواهى ديد كه چهره كسانى كه دروغ بر خدا بستهاند سياه شده است مگر نه اين است كه جايگاه متكبّران دوزخ است؟) فرمود كسى كه پندارد امام است و امام نباشد.
عرض كردم: اگر چه علوىّ و فاطمىّ نسب باشد؟ فرمود: هر چند كه علوىّ و فاطمىّ نسب باشد.
(٢) ٦- (و خبر داد ما را احمد بن محمّد بن سعيد او گفت: حديث كرد ما را قاسم بن محمّد بن حسن بن حازم او گفت: حديث كرد ما را عبيس بن هشام ناشرى او گفت:
حديث كرد ما را عبد اللَّه بن جبله از عمران بن قطر[٣] و او از زيد شحّام كه گفت:)
[١] ظاهرا از جمله پناه بخدا مىبريم تا پايان، كلام مؤلّف است.
[٢] مقصود حميد بن المثنى عجلى صيرفى است و او ثقه است صدوق و نجاشى و علّامه رحمهم اللَّه توثيقش نمودهاند و ابو سلام در بعضى از نسخهها( ابى سالم) است ولى در كافى نيز همانند متن است.
[٣] عمران بن قطر را نجاشى عنوان كرده و گفته است او كتاب خودش را از امام صادق روايت كرده است.