دست در دست صبح (انقلاب اسلامى) - نوروزى، محمد جواد - الصفحة ٢١
از نويسندگان غربى با توجه به مطالعات صورت گرفته در باره جوامع اسلامى دو طبقهبندىِ از مسلمانان ارائه مىكند. و حساسيت غرب را از مسلمانانى مىداند كه قرآن و حديث را در صور سياسى، اجتماعى و اخلاقى بيان مىدارند.
الف. اولين گروه بندى از مسلمانان شامل كسانى است كه نبايد از آنان هيچ گونه احساس خطر و نگرانى داشت.
ب. در مقابل اسلام سياسى است كه گروهى از شرق شناسان غربى سياسى شدن اسلام را ناشى از جوهره و روح اسلام مىدانند. وحشت غرب از مسلمانانى است كه اسلام را در چارچوب قالبهاى سياسى و اجتماعى فهم مىنمايند. از ديدگاه غرب تولد اسلام سياسى از زمانى است كه انقلاب اسلامى به همت رهبر انقلاب و ايثار مردم مسلمان ايران به وقوع پيوست.[١]
«در دل و درون مسلمانان گرايش خاصى نسبت به سياست نهفته است كه مستقيماً از روح تعاليم اسلام نشأت مىگيرد ولى اين گرايش غالباً در پس و پشت حالتى از تسليم و سر براهى يا بىحسى و بىاعتنايى سياسى يا هر دو نهفته است ...».[٢]
ترديدى نيست كه مسلمانان، به طور عام، و انديشمندان يا سياستمداران اسلامگرا، بهطور خاص، كم و بيش در سده گذشته به تقابل با مدرنيسم و پيامدهاى آن در جوامع اسلامى پرداختهاند؛ ولى هرگز نمىتوان اين خيزش
[١]. برگرفته از ديدگاه اينگمار كارلستون، مجله دفتر تحقيقات اسلامى، منتشره از سوى وزارت امور خارجه، مورخه ارديبهشت ١٣٧٧، ص: ٦٧.
[٢]. حميدعنايت، انديشه سياسى در اسلام معاصر، ترجمه بهاءالدين خرمشاهى، چاپ دوم( تهران: خوارزمى، ١٣٦٥) ص: ١٧- ١٦.