دست در دست صبح (انقلاب اسلامى) - نوروزى، محمد جواد - الصفحة ١٢١
قاطعيت در اجراى احكام الهى نسبت به متخلفان
قاطعيت اميرمؤمنان (عليهالسلام) در مقابله با متخلفان از جمله خائنان به بيتالمال الگوى رفتارى كاملى براى زمامداران به حساب مىآيد. سيره ايشان به گونهاى بود كه از هيچ تخلفى به راحتى نمىگذشتند و به تناسب تخلف، به مجازات متخلف- هر چند كارگزار خويش باشد- مىپرداختند[١].
وقتى آن حضرت نسبت به نزديكترين كسان خويش يعنى حسن و حسين (عليهماالسلام) چنان قاطعانه بينديشد و عمل نمايد طبيعى است كه بتوان با يقين، او را مصداق كامل حاكمى دانست كه در اجراى حدود و احكام الهى، ذرّه اى به خود سستى و سهل انگارى راه نمى دهد و در اين مسير، كسى بر ديگرى برترى ندارد و همگان نزد او يكسانند. سوده نمونه اى از عدالت خواهى، ظلم ستيزى و قاطعيت او را در اجراى عدالت خطاب به معاويه و در اعتراض و شكايت از مأمور جمعآورى زكات اين چنين بازگفته است: «به ياد دارم كه نزد حضرت علىبن ابىطالب رفتم و مىخواستم از مأمور جمعآورى زكات شكايت كنم. آنگاه رسيدم كه او به
[١]. به عنوان مثال، حتى يك مهمانى اشرافى، كه كارگزارش به آن جا دعوت شده بود، مى توانست آن حضرت را به خشم آورد و نامه اى به وى بنويسد:« اى پسر حنيف، به من خبر رسيده است كه دعوت يكى از مردان بصره كه تو را به سفره اى خوانده، اجابت نموده اى و بدان شتافته اى؛ خوردنىهاى رنگارنگ برايت آورده و پى در پى كاسهها پيشت نهادهاند. گمان نمى كردم بر سفره مردى حاضر شوى كه به نيازمندان خود جفا كرده و آنان را بدان نخوانده است و بى نيازشان به آن دعوت شده است. همان، نامه ٥٠:« الا و انّ لكم عندى ان ... لا أؤخّرَ لكم حقّاً عَن محِلّه و لا اقف به دون مقطعِه و ان تكونوا عندى فى الحقِ سواءً.»/ نامه ٤٥/ نامه ٤١