دست در دست صبح (انقلاب اسلامى) - نوروزى، محمد جواد - الصفحة ٦٥
جمع بندى
١. «سكولاريسم» به معناى عرفى، الگويى از زندگى كه تمشيت امور در آن بر مبناى علم و عقلانيت ابزارى و بدون توجه به آموزههاى وحيانى است. و «سكولاريزاسيون» به معناى عرفىشدن، به فرايند دنيوى شدن اطلاق مىگردد.
٢. سكولاريسم، كاربرد وسيعى در حوزههاى مختلف دانش دارد و مىتوان آن را در سه رهيافت جامعهشناختى، فلسفى- كلامى و فقهى- حقوقى صورتبندى شود.
٣. عرفى گرايى در سه ساحت باورهاى دينى، ساختار و رفتار ممكن است با عرفىشدن دين، توجه انسانها از ماوراءالطبيعه به سوى اين جهان سوق مىيابد و مسأله علت غايى حذف و امور بر اساس علل فاعلى، مادّى و طبيعى مورد بررسى قرار مىگيرد. «دنيامدارى» در مقابل «آخرتمدارى» و اومانيسم جاى ارزشها كه منبع ماورايى دارند را مىگيرد. عقلمحورى مستقل از وحى و آموزههاى الهى، مدعى است كه انسان، مقهور قوانينى طبيعى است كه عقل، آنها را كشف كرده، خود نيز مشمول آنهاست. عرفى شدن در عرصه ساختار بدان معنى است كه دين نفوذ اجتماعى خود را بر نهادها از دست مىدهد. عرفى شدن در عرصه رفتار با دور شدن افراد از آداب و عقايد دينى و كاهش تعلقات دينى و افزايش و گرايشات دنيوى در بين متدينان همراه است بشر جديد در دنياى عرفىشده، بينشها، گرايشها و تمايلات جديدى پيدا كرده است؛ بينشهايى متناسب با تفكر فردگرايانه و گرايشهايى كه بيش از گذشته