دست در دست صبح (انقلاب اسلامى) - نوروزى، محمد جواد - الصفحة ١٢٤
در نهج البلاغه، به موارد متعددى برمى خوريم كه حضرت بر كارگزاران حسن نظارت دارند.[١] مولا در نظارت بر كارگزاران، هم در توبيخ خطاكاران جديّت داشتند و هم با نيك روشان در جهت تشويق و ستايش آنان گام برمى داشتند.[٢] چنان كه ملاحظه مى شود، حضرت در نظارت بر كارگزاران از دو اهرم تشويق و ترهيب نيز به مقدار لازم بهره مى بردند تا نظارت بهصورت مؤثر صورت پذيرد.
قطع نظر از حقوقى كه مردم در جامعه علوى بر حاكمان دارند مولاى متقيان حاكمان و كارگزاران را ملزم به اخلاق و آدابى مى داند كه چهره اى ويژه براى حكومت در جامعه علوى ترسيم مى كند. در اين جا چند نمونه آن ذكر مى شود: رعايت ادب و احترام به مردم، مردم دارى، صداقت با مردم، تملّق ستيزى، انتقادپذيرى و مشورت با مردم و ساده زيستى و دنياگريزى.
[١]. به عنوان مثال، در نامه اى خطاب به يكى از كارگزاران خود مرقوم مى دارند:« از تو به من خبرى رسيده است. اگر چنان كرده باشى پروردگار خود را به خشم آورده اى و امام خويش را نافرمانى كرده اى و امانت خود را از دست داده اى. به من خبر رسيده كه تو كشت زمين را برداشته و آنچه را پايت بدان رسيده براى خود نگه داشته اى و آنچه را در دستت بوده خورده اى. حساب خود را به من باز پس ده و بدان كه حساب خدا بزرگتر از حساب مردمان است همان، نامه ٥٣/ نامه ٤٠/ نامه ٤٢.
[٢]. چنان كه از نامه اى كه به عمر پسر ابوسلمه مخزومى، كه از جانب امام والى بحرين بود، نوشتند پيدا است. حضرت در اين نامه مى فرمايند:« اما بعد، من نعمان پسر عجلان زرقى را به ولايت بحرين گماشتم و تو را از آن كار برداشتم، در حالى كه نه مورد نكوهش هستى و نه تو را سرزنشى شايد؛ حكومت را نيك انجام دادى و امانت را درست گزاردى ... من مى خواستم سر وقت ستم كاران شام بروم و دوست داشتم تو با من باشى؛ زيرا تو از سزاوار مردمانى هستى كه در جهاد دشمنان و برپاداشتن ستون دين به تو پشتگرم و دل آرام هستم.