دست در دست صبح (انقلاب اسلامى) - نوروزى، محمد جواد - الصفحة ٣١٥
جهان اسلام توانست رويكرد تمدنى خود را به منصه ظهور رساند. همچنين از رهگذر احياى ارزشهايى چون عدالت محورى و عدالتگسترى، توسعه و تعالى همهجانبه، توسعه عدالت محور، كرامت انسانى و آزادىهاى مشروع، صلحطلبى، عزتنفس، استقلالگرايى، توسعه اخلاق و دينمدارى، شكوفايى حس خداجويى، حقيقتطلبى، علم دوستى و نوعدوستى و تحكيم مبانى مردمسالارى دينى و بسط و گسترش آن، موجبات شكوفايى و بالندگى مجدد تمدن اسلامى را در راستاى تمدنسازى نوين فراهم آورد. بدينترتيب، تمدن اسلامى توانست بلوك ايدئولوژيكى واحدى را تشكيل دهد كه غرب را وادار به دست كشيدن از ادعاى جهانشمولى خود سازد.
انقلاب اسلامى تقويت بنيادهاى تمدن اسلامى را از رهگذر اهتمام به چهار سطح تحليل در اين تمدن مدنظر قرار داد:
نخست در سطح تحليل فردى، رفتار مسالمتآميز و نيكوى هر فرد با ديگران بر اساس راستگويى، رأفت، وفادارى، احسان و اخلاق شايسته را ارج نهاد.
دوم در سطح تحليل اجتماعى بر تعامل جوامع مسلمان بر اساس همكارى فرهنگى و بازرگانى و تحكيم روابط دوستى و مودت و اخوت تأكيد نمود.
سوم در سطح تحليل سياسى بر ضرورت تعامل دولتها با ملتّها و اهتمام رهبران سياسى به خواستههاى ملتهاى مسلمان پاى فشرد.
چهارم در سطح تحليل فرهنگى بر تبادل انديشهاى ميان تمدن اسلامى و ساير تمدنها تأكيد ورزيد.