دست در دست صبح (انقلاب اسلامى) - نوروزى، محمد جواد - الصفحة ٢٧٢
ملت ما از مسائل سياسى منزوى بود، روگردان بود، حوادث كشور را مورد توجه قرار نمىداد. انقلاب اين حالت را از ملت ما گرفت، ما را تبديل كرد به يك ملت آگاه و سياسى. امروز نوجوانهاى ما هم در دورترين نقاط كشور تحليل سياسى ميكنند، حوادث سياسى را درك ميكنند، روى هر مسئلهاى تحليل مىگذارند. قبل از انقلاب اينجور نبود. سياستگرائى و سياستفهمى مخصوص يك عدهى انگشتشمار در اين كشور بود. مردم عموماً دور از حوادث كشور بودند؛ دولتها مىآمدند و مىرفتند، قراردادهاى بينالمللى بسته مىشد، كارهاى بزرگ در دنيا انجام ميگرفت، ملت خبر هم نمىشد. اينها خطوط اصلى اين انقلاب است كه اين حوادث را در اين كشور به وجود آورد. اين اصول، نهادينه شده است؛ تثبيت شده است. اين تحولات، سطحى نيست؛ مقطعى نيست. شعارهاى انقلاب، امروز همان شعارهاى روز اول است؛ كه اين نشاندهندهى سلامت انقلاب است. شعارها مثل انگشت اشارهاى هستند كه به هدفها اشاره مىكنند، هدفها را ترسيم مىكنند. وقتى شعارها تثبيتشده در يك نظامى، در يك انقلابى باقى ماند، معنايش اين است كه هدفها در اين نظام به شكل اول است؛ هدفها تغيير پيدا نكرده است؛ دستاندركاران و مردم از صراط مستقيم و هدفهاى اصلى منحرف نشدهاند. امروز شعارهاى ملت ايران، همان شعارهاى اول انقلاب است.
خب، در اين دوره، در اين سى و چند سال، زندگى ما تحت تأثير همين خطوط اساسى قرار گرفته است. ما پيشرفتهائى داشتيم، ضعفها و نقصهائى هم داشتيم. پيشرفتهامان را بايد بشناسيم، ضعفهامان را هم بايد بشناسيم. اگر ضعفهاى خودمان را پنهان كنيم، نشناسيم، تجاهل كنيم، اين ضعفها خواهد ماند، نهادينه خواهد شد؛ برطرف نخواهد شد. همهى نقاط قوّت و ضعف را بايد بدانيم.