دست در دست صبح (انقلاب اسلامى) - نوروزى، محمد جواد - الصفحة ٢٨١
هفدهم است. اين گزارش كسانى است كه اگر بتوانند گزارش خلاف عليه ما بدهند، امتناع نمىكنند؛ اين را اينجور اعتراف مىكنند. سال ٩٠ ما در زيستفناورى پيشرفت كرديم، در نانوفناورى پيشرفت كرديم، در هوافضا پيشرفت كرديم- كه ماهوارهى نويد پرتاب شد- در صنعت هستهاى پيشرفت كرديم، كه غنىسازى بيست درصد محصول سال ٩٠ است. اين غنىسازى بيست درصد، همان چيزى است كه در سال ٨٩ آمريكائىها و ديگران براى توليد آن شرط گذاشتند. ما ميبايد براى مركز اتمىِ آزمايشگاهى تهران كه مال راديوداروهاست، اورانيوم غنىشدهى بيست درصد تهيه مىكرديم؛ چون سوخت بيست درصدمان تمام شده بود. آنها براى اين كار شرط گذاشتند و گفتند بايد اورانيومى را كه توليد كردهايد، خارج بفرستيد؛ اما ما قبول نكرديم. آمريكائىها دولت برزيل و دولت تركيه را واسطه كردند كه با ما صحبت كنند، ميانه را بگيرند؛ چيزى مورد توافق به وجود بيايد. ما قبول كرديم. مسئولين تركيه، مسئولين برزيل به اينجا آمدند و با رئيس جمهور ما نشستند بحث كردند، صحبت كردند و يك نوشتهاى را امضاء كردند. بعد كه اين توافقنامه امضاء شد، آمريكائىها زدند زير قولشان! آنها نمىخواستند اين قرارداد امضاء بشود؛ مىخواستند امتياز زيادى بگيرند، زورگوئى كنند، باج بگيرند. به خاطر بدقولىاى كه آمريكائىها كردند، دولت برزيل و دولت تركيه پيش ما شرمنده شدند. ماجراى اين بيست درصد اين است.
با وجود اينهمه مشكلات، اينهمه مانعتراشىها، جوانان ما گفتند خودمان درست مىكنيم. در سال ٩٠ اورانيوم غنىشدهى بيست درصد را اينها براى سايت هستهاى تهران توليد كردند و آن را به دنيا اعلام كردند؛ دشمنان ما ماندند متحير! با اينكه مىدانند مركز هستهاى تهران مخصوص راديوداروهاست- يعنى براى نياز بيمارستانها و آزمايشگاههاى ما در