دست در دست صبح (انقلاب اسلامى) - نوروزى، محمد جواد - الصفحة ١٤١
در مقابل آيات فوق دهها آيه وجود دارد كه مبيّن امامت و رهبرى سياسى پيامبران است. علاوه بر آن كه سيره عملى پيامبران و دلايل عقلى متعدد نيز اهتمام به رهبرى و زعامت سياسى پيامبران را تأييد مىكند. بنابراين نتيجه مىگيريم كه حصر وظايف پيامبر در ابلاغ پيام و انذار يك حصر اضافى و در مقام تسلّى دادن پيامبر است كه از ايمان نياوردن مردم نگران نباشد؛ زيرا وظيفه او ابلاغ پيام است نه ايمان آوردن مردم.
٢. تمسك به آيات مزبور ناشى از پيشداورى و نگرش سكولاريستى به آيات قرآنى است. به ديگر سخن نگاهى دينباورانه و مؤمنانه به قرآن و سنت نبوى در آن نيست، بلكه نگاهى يك سويه داشته و تنها به آياتى نظر دارد كه امكان سوء استفاده در جهت نگرش سكولاريستى دارد. در حالى كه تأمل در شئون پيامبر، حاكى از وظايف متعدد آن حضرت در جامعه است كه مهمترين آنها رهبرى سياسى است و زمينه رهايى انسانها از جهل و خودخواهى و رهنمون شدن به خدا را در پى دارد.
٣. درست است كه هدف غايى دين دعوت به تقرب به خدا و رسيدن به سعادت و آخرت است، اما بىترديد تأسيس حكومت و زعامت سياسى جامعه يكى از اهداف متوسط نيل به هدف غايى است. قرب به خدا، مقصود بالذات است و حكومت ابزارى لازم و ضرورى در جهت دستيابى به هدف غايى است. وقتى حكومت به عنوان هدف سياسى قلمداد گردد هيچ گاه تباين و تعارضى ميان آن و هدف غايى متصور نيست. اما اگر به آن دو نگاه مستقل داشته باشيم طبيعى است كه در آن تعارض رخ دهد.
٤. در قرآن كريم خطوط كلى رهبرى سياسى آمده است و شأن يك مكتب و آيين آن نيست كه مسايل جزيى را كه متناسب با شرايط مختلف